رزرو آنلاین هتلclose
مازندران
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
مازندران
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیدیگر اطلاعات استان مازندرانمازندران

درود هم میهنان گرامی، با عرض ادب و احترام به اطلاع میرسانیم تلاش اعضای اين انجمن در راستای گسترش ورزش در جامعه و تقویت فرهنگ گردشگری در کشور عزیزمان ایران میباشد و بدينوسيله از تمام منابع، سایت ها، وبلاگ ها، اشخاص حقيقی و حقوقی كه موضوعات و مطالب شان توسط اعضا منتشر میگردد سپاسگذاریم.
تعداد بازدید : 327
نویسنده پیام
Manager آفلاین

صاحبان امتیاز

ارسال‌ها : 104
عضويت : 11 /9 /1391
محل زندگي : تهران
سن : 48
تشکر ها: 27
تشکر شده : 28
مازندران

مازندران - آلاشت


استان مازندران با مساحتی حدود ۲۴ هزار کیلومتر مربع در شمال ایران و در کرانه دریای خزر واقع شده است این استان از شمال با دریای خزر، از جنوب با استان های تهران و سمنان، از غرب با استان گیلان و از شرق با استان گلستان همسایه است. مرکز استان مازندران، شهرستان ساری است و شهرهای مهم آن عبارتند از: آمل، بابل، بهشهر، تنکابن، چالوس، رامسر، قائم شهر، محمود آباد، نکا، نور و علمده و نوشهر.



موقعیت جغرافیایی

استان مازندران به دلیل داشتن جلگه ها، علفزارها، بیشه ها، جنگل های هیرکانی همراه با صدها گونه گیاه منحصر به فرد و نیز آب و هوای متنوع در سواحل شنی و کوهستان های ناهموار و پوشیده از برف البرز از شرایط خاص جغرافیای در کشور و حتی در جهان برخوردار است. این استان به وسیله رشته کوه های البرز که به صورت ديواري مرتفع در مسافتي طولاني، خط ساحلي و جلگه هاي كناره اي درياي مازندران را پوشانده، محصور شده است.
استان مازندران از نظر موقعیت و وضعیت طبیعی به دو ناحیه كوهستاني در جنوب و جلگه اي و ساحلی در شمال تقسيم شده است.

ناحیه کوهستانی استان، مشتمل بر قسمتی از البرز غربی و البرز شرقی است که این رشته کوه ها خود، دارای رشته کوه های فرعی از جنوب به شمال و یا به موازات دریا هستند. بلندترین قله های مازندران شامل: باد کوه، کوه چنگی و کوه سفید درشهرستان ساری می شوند. اما قله های بلند دیگری هم وجود دارند که به موازات دریا کشیده شده اند و عبارتند از: تخت سلیمان در جنوب شرقی شهرستان تنکابن، قله شور، کلار آباد و سیاه رنگ در شهر ستان نوشهر.
ناحیه جلگه های ساحلی استان ، که در دوره کواترنری و در عصر یخچالی و بین یخچالی به وجود آمده اند بیشتر تحت تاثیر شرایط آب و هوایی و نوسان شدید در سطح آب در حدفاصل نوار ساحلی دریای مازندران و کوهپایه های شمالی البرز بوده اند. همچنین از عوامل دیگری که در پیدایش و گسترش جلگه های ساحلی استان تاثیر داشته اند می توان به عواملی از قبیل: میزان آب رودها ، وسعت حوزه رودها، شیب بستر رودها، مقاومت سنگ ها و عمق دریا اشاره کرد.

شرایط اقلیمی استان مازندران تحت تاثیر عرض جغرافیایی، ارتفاعات البرز، ارتفاع از سطح دریا، دوری و نزدیکی به دریا، وزش بادهای محلی و منطقه ای، جابجایی توده های هوای شمالی و غربی و حتی پوشش متراکم جنگلی قرار دارد و همین عوامل باعث پیدایش دو نوع آب و هوا در منطقه شده است. آب و هوای معتدل خزری که در تابستان ها گرم و مرطوب و در زمستان ها معتدل و مرطوب است. آب و هوای معتدل کوهستانی که زمستان های سرد با یخ بندان و تابستان های معتدل و کوتاه دارد.
گذشته از موارد ذکر شده؛ استان مازندران به دلیل همسایگی با سرزمین پهناور سیبری، دریای مدیترانه ، دریای خزر و نیز فلات مرکزی ایران، در طول فصول مختلف سال در مسیر توده های هوای متعددی قرار می گیرد که به شرح زیر است:
- توده هوای قطبی قاره ای: این توده هوای سرد و خشک با عبور از سطح دریای خزر ضمن جذب رطوبت و گرما، ناپایدار شده و باعث بارش های قابل توجهی به ویژه در فصل پاییز در استان می شود.
- توده هوای قطبی دریایی: از اقیانوس اطلس شروع شده و بعد از عبور از مسیرهایی چون: جنوب اروپای شرقی از راه دریای سیاه به شرق مدیترانه وارد شده و پس از عبور از ترکیه از سمت شمال غرب وارد ایران می شود.
- توده هوای آرکتیکی قاره ای: این توده هوا نیز از اسکاندیناوی شروع شده و بعد از عبور از روی اروپا و از دست دادن رطوبت ، دوباره پس از جذب رطوبت از دریای سیاه از طریق ترکیه وارد نوار شمالی ایران می شود. این سه توده هوا باعث به وجود آمدن دوره هوای سرد در منطقه می شوند.
اما در مقابل این سه توده هوا، توده هوای حاره ای اروپایی قرار دارد، در منطقه باعث به وجود آمدن دوره هوای گرم می شود. این توده هوا، از جزیره ازروس اقیانوس اطلس آغاز شده و بعد از عبور از راه دریای مدیترانه و جنوب اروپا وارد بخش شمال ایران می شود. گاهی هم از طریق شمال آفریقا و عربستان، نواحی جنوب و مرکز ایران را تحت تاثیر قرار داده و به شمال نفوذ می کند و به هنگام رسیدن به دریای مازندران از این دریا رطوبت کسب می کند و باعث بارندگی در سواحل جنوبی می شوند.

همچنین؛ در دامنه شمالی البرز از خط ساحلی دریای مازندران تا قله های مرتفع، بر حسب افزایش ارتفاع، پوشش گیاهی متنوعی به صورت نوارهای مشخص به وجود آمده که باعث پیدایش دونوع پوشش گیاهی جنگل و مرتع شده است.
جنگل : جنگل های انبوه خزری که از غرب تا شرق استان و از جلگه ساحلی تا ارتفاعات 2500 متری به صورت نواری، دامنه شمالی البرز را فرا گرفته با جهت شمالی، جنوبی، غربی و شرقی و نیز بر حسب تغییر شرایط محلی مانند آب و هوا، ارتفاع، جنس خاک و سنگ ها و شیب دامنه ها، باعث تغییر گونه های گیاهی مشخصی می شوند. در این جنگل ها غلبه با درختان پهن برگ ودرختان سوزنی برگ است. در قسمت های بالای دامنه ها شرایط رویش گونه های درختی محدود شده و پوشش گیاهی به چمنزارهایی همانند چمنزارهای آلپی اروپا تبدیل می شود که در بهارو تابستان سبز می شوند. امروزه به علت رشد جمعیت، توسعه کشاورزی و بهره برداری فزاینده،از وسعت جنگل کاسته شده و حد شمالی آن نیز به کوهپایه های البرز محدود گردیده است. جنگل های استان از درخت های متنوعی تشکیل شده است که مهم ترین آنها عبارتند از: مازو، ممرز، آزاد، انجیری، توسکا، زبان گنجشک، شاه بلوط، شمشاد، افرا، نمدار، نارون و راش.

مرتع : مراتع استان را چمنزارهای کوهستانی، گیاهان زیر جنگل و گیاهان استپی تشکیل می دهند، این مراتع بر حسب ارتفاع و فصل مورد استفاده قرار می گیرند. مراتع ییلاقی به صورت چمنزار در ارتفاعات البرز، در بالای حد جنگلهای سوزنی برگ گسترش دارند و در فصل تابستان مورد استفاده دام داران استان قرار می گیرند.
علاوه بر این ها؛ استان مازندران به دليل موقعيت جغرافيايي و شرايط اقلیمی، مجاورت دريا با كوه، وجود درياچه هاي فصلي، تنوع پوشش گياهي و آب وهوايي ، دارای زندگي جانوري متنوعي است، به طوری که این شرایط مجموعه اي از جانوران كوهستاني، جنگلي، جلگه اي واستپي توام با پرندگان بومي مهاجر و آبزيان، شرايط زيستي متنوعي به وجود آورده است. پستانداراني از قبيل گراز، پلنگ، گربه وحشي، آهو، ميش، قوچ، خرس، شغال، گرگ، گوزن و پرندگاني مانند: شاهين، قرقاول، عقاب، كبك و خزندگاني چون: مار، لاك پشت در این منطقه زندگی می کنند. در درياي مازندران و دهانه رودهاي آن، انواع ماهيان استخواني و غضروفي مثل ماهي سفيد، كپور، سوف، ماش، اورنج و ماهيان خاوياري يافت مي شوند كه زير نظر شركت شيلات شمال اداره مي شود.
دریای مازنداران یا کاسپین، بزرگ‌ترین دریاچه جهان است. این دریا با وسعتی حدود ۰۰۰, ۴۳۸ كیلومتر مربع، بزرگترین دریاچه جهان به شمار می رود و در بین كشورهای ایران، روسیه، تركمنستان، قزاقستان و آذربایجان واقع شده است. دریاچه دایمی ولشت یا سما که در شمال غربی مرزن آباد شهرستان چالوس قرار گرفته، یكی دیگر از منابع آبی طبیعی است كه از جوشش چشمه‌های اطراف تشكیل شده و از جاذبه‌های گردشگری استان است.
بیشتر رودهای جاری در مازندران دایمی هستند. این رودها در نواحی كوهستانی در فصل زمستان واوایل بهار پر آب و در تابستان كم آب و گاهی خشك است. از رودهایی مهم استان می توان: رودهای هراز، چالوس، تجن، تالار و بابل را كه به دریای مازندران می ریزند ، نام برد. از دیگر منابع آب این استان دریاچه‌های كوچك محلی است كه به هنگام طغیان رودها در قسمت هایی كه سطح آب‌های زیرزمینی بالا است به وجود می آید و برای كشاورزی، صید و شكار مورد استفاده قرار می گیرد.


پیشینه تاریخی

آخرین مطالعات باستان شناسی در نزدیکی «غارهای هوتو» در بهشهر و «رستم کلا»، نشان می دهد که تاریخ این سرزمین، متعلق به ۴۰۰ هزار سال پیش از میلاد است. از آثار به دست آمد ه از این غارها چنین بر می آید که در این دوران انسان های اولیه غار نشین بودند و برای امرار معاش به شکار و جمع آوری خوراک می پرداختند. بر اساس این یافته، باستان شناسان معتقدند که این سرزمین از قدیمی ترین سکونت گاه بشری در حاشیه دریای خزر بوده و ساکنین بومی این منطقه از حدود ده هزار سال پیش، همانند بعضی از انسان های ساکن فلات ایران، توانسته اند به طور تدریجی مراحل سیر تکاملی، از دوره پارینه سنگی، میان سنگی، نوسنگی و شهرنشینی را با موفقیت پشت سر بگذارند و برای اولین بار به اهلی کردن حیوان ها و نیز کشاورزی بپردازند.
استان مازندران کنونی بخش کوچکی از سرزمین پهناوری بود که مورخان و جغرافی نویسان آن را با نام های پشتخوارگر، فرشواد گر و پذشخوارگر یاد کرده اند. ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان، حد آن را در آذر بایجان، طبرستان، گیل دیلم، ری، قومش، دامغان و گرگان می داند. البته این نام ها بیشتر در منابع دوره هخامنشی، اشکانی، ساسانی ودوره اسلامی آمده است. اما بعدها، پس از جدا شدن گیلان و گرگان یا جرجان از این ناحیه، نواحی باقی مانده، نام رویان، مازندران و طبرستان می گیرند. برخی از مورخان اسلامی که نام طبرستان را بر گرفته از دو کلمه «طبر یا تبر» و«ستان» از پسوند مکان می دانستند؛ نوشته اند: «چون مردم طبرستان از تبر برای شکستن هیزم استفاده می کردند محل سکونت آنها به طبرستان یا تبرستان معروف شد». سید ظهیر الدین مرعشی، «طبر» را به زبان طبری، کوه می داند. در باره ریشه واژه مازندران و نیز تاریخ پیدایش و دگر گونی آن اختلاف نظر وجود دارد. به هرحال مسلم این است که واژه مازندران در خوالی سده هفتم هـ. ق، جایگزین نام طبرستان شد.
عده ای از موخان معتقدند؛ «آماردها» از اقوام آسیایی بودند که در غرب «مازرون» زندگی می کردند. آماردها که در ابتدا ساکن آسیای صغیر بودند، پس از اخراج توسط مرویان، این سرزمین یعنی آسیای صغیر را به اجبار به قصد مازندران ترک کردند و در شهر آمل ساکن شدند. آمل همان آمرد است که طی قرن ها به آمل تبدیل شد.
بعد از مهاجرت آریایی ها به ایران، میان آماردها و آریایی ها، جنگی درگرفت که در پی این جنگ، قبیله های کوچک شکست خوردند و در ارمنستان، آذربایجان و پارس پخش شدند. در مقابل؛ به نوشته برخی دیگر از موخان «اقوام تپور»، از دیگر اقوام ساکن در مازندران بودند که بعد از پراکنده شدن آماردها در ایران، به مازندران آمدند و جزو طایفه های جنگجو به شمار می آمدند که همواره در سپاه ایرانیان به عنوان گارد سنطنتی حضور داشتند.
آریایی ها پس از استقرار در ایران، تبرستان را «ساتراپی آریایی نژاد» خواندند. مازندران و گیلان که در این زمان، «ساتراپی متحد» خوانده می شد، «فرشوارگر» یا «پتسخوارگر» نامیده شد. دو تن از حاکمان بومی که نامشان در کتیبه آمده عبارتند از: «اتوفرادات» که در دوره اشکانیان حکومت میکرد و دیگری هم «گوشنسف یا جوشنسف» بود که وی در زمان ساسانیان فرمانروا بود. ولی با این وجود مازندران از ۱۵۰۰ تا ۵۰۰ سال پیش، دارای حکومتی نیمه مستقل بود.
در دوره حکومت ساسانیان ؛ « خسروشروین» شخصی به نام « قارن » ، پسر « سوخرا » ، که یکی از بزرگان قوم پارس بود را به فرمان روایی مازندران منصوب کرد . « قارن » ، در مازندران سلسله ای را به وجود آورد که در واقع مبدا تقویم مازندرانی محسوب شد و این مقام را نیز ، در خاندان خود موروثی کرد .
همزمان با روی کار آمدن سلسه « آل قارن » در مازندران ، ایران به تصرف اعراب مسلمان در آمد . اما وجود رشته کوه های البرز در منطقه ، مانع نفوذ سپاه اعراب به این سرزمین شد و این سپاه نتوانست مازندران را به تصرف خود در آورند . به این ترتیب منطقه همچنان تحت تسلط فرمانروایان محلی قرار داشت که عبارت بودند از :
- سلسله آل قارن: از سال ۵۰ قبل از هجرت تا سال ۲۲۴ هـ. .ق. قلمرو حکومت این سلسله بیشتر در نواحی کوهستانی مازندارن بود. نام پادشاهان معروف آن عبارتند از: قارن پسر سوخرا، ونداد هرمز پسر سوخرا، مازيار پسر قارن. رابطه این سلسله در زمان حکومت مازیار کم کم با عباسی ها تیره می شود و مازیار از نفوذ اسلام در منطقه جلوگیری می کند و سرانجام، همین سرپیچی باعث لشکرکشی عباسیان به مازندران شده و با دستگیری مازیار و کشته شدن وی، سلسه ۳۵۱ ساله این خاندان نابود می شود.
- سلسله آل گاوباره، مدت حکومت از سال ۴۰ تا ۱۴۴ هـ. ق. شاهان اين سلسله اغلب در دشت مازندران و گرگان حاكم بودند. افراد مشهور آن عبارتند از:دابويه پسر گاوباره، سارويه پسر فرخان بزرگ، اسپهبد خورشيد پسر دازمهر.
- شعبه ديگري از سلسله آل گاوباره با نام پادوسپانان بود كه قلمرو حكومتشان از غرب مازندران شده و تا رويان یا کجور، رستمدار یا نور و لاريجان امتداد داشت. حکومت این سلسله از سال ۴۰ تا ۱۰۰۲ هـ. ق یعنی تا زمان سلطنت شاه عباس صفوي به طول انجامید، از پادشاهان مشهور اين سلسله؛ پادوسيان اول پسر گاوباره، شهريار ابن پادوسيان، ملك بهمن پسر كيومرث بودند.
- سلسله باوند يا اسپهبدان: مدت حکومت از ۴۵ تا ۳۹۷ هـ. ق. باونديان به سبب حكومت در کوه های مازندران يعني قسمت‌هاي سوادكوه و دودانگه كنوني ساري، لقب «ملوك الجبال» به معنی «شاه کوهستان» را گرفته بود. موسس این سلسله «باو» نام داشت. زمانی که اعراب، ایران را تصرف کرد، او به گوشه ای از طبرستان رفته و به کار موبدی در یکی از آتشکده ها مشغول بود. تا اینکه به اسرار مردم مازندران فرماندهی جنگ علیه ترکان را به عهده گرفت و پس از پیروزی در این جنگ از سوی مردم مقام پادشاهی را قبول کرد. این سلسله سه بار منقرض و دوباره تاسیس شد که باعث پایه ریزی سه شاخه جدا از هم شد که عبارتند از: کاوسیه، اسپهبدیه، کینخاریه.
- سلسله آل وشمگير يا آل زيار: مدت حکومت از سال ۳۱۶ تا ۴۷۰ هـ.ق . محدوده حكومت اين سلسله شرق مازندران بود و شاهان مشهور آن مرداويج پسر زيار، قابوس ابن وشمگير شمس المعالي، گيلانشاه پسر كيكاوس بودند.
- سلسله سادات حسني، حسيني و مرعشيان بر خلاف نمايندگان خلفا كه مي‌خواستند مازندران را به قدرت شمشير خويش بگشايند .
مردم استان مازندران، که توانسته بودند، تا دویست سال پس از ورود اسلام به ایران دین خود، یعنی دین زرتشت را حفظ کنند، رفته رفته به دین اسلام روی آوردند و برخلاف سایر مردمان فلات ایران به مذهب شیعه گرویدند. علت گرایش مردم مازنداران به مذهب شیعه وجود سادات و علویانی بود که در عراق و ایران توسط عباسیان شکست خوردند و در پی این شکست مجبور به مهاجرت به سرزمین امن مازندران شدند. علویان پس از استقرار در این خطه، مردم آن سرزمین را با اسلام و تشیع آشنا کردند.
در این دوره؛ مازندرانی ها که از دست خاندان طاهریان به خشم آمده بودند، از حسن زیدخواستند تا به آنها در راه استقلال کمک کند و مقام شاهی بگیرد. حسن بن زید هم قبول کرد و سلسله علویان را تاسیس کرد.
بعد از مرگ حسن ابن زید میان سرداران دیلمی اختلاف افتاد و این اختلاف، باعث انقراض سلسله علویان شد. این دولت ۶۴ سال حکومت کرد. آنها اولین بار در مازندران مدرسه ساختند و مازندرانی ها و دیلمی ها را مسلمان کردند.
سلسله مرعشیان از دیگر سلسه های است که پس از باوندیان در مازندران به حکومت رسیدند. این سلسله که از شاخه سربداران محسوب می شد، توسط سید قوامدین مرعشی تاسیس شد. از آنجا که شیخ خلیفه، رهبر سربداران، آملی بود، عقایدش خیلی زود به مازندران رسید. سید قوام الدین مرعشی با اطلاع از وضع بد حاکم بر منطقه مازندران، تصمیم به لشکرکشی به این سرزمین و مبارزه با افراسیاب جلاویه که در آن زمان توانسته بود خاندان آل باوند را منقرض نماید، گرفت. در پی این تصمیم، مرعشیان و جلاوین در نزدیکی بابل با هم درگیر شدند و نتیجه آن پیروزی مرعشیان و کشته شدن افراسیاب جلاویه بود. و این سرآغاز حکومت سلسله مرعشیان در مازندران شد.
اما با حمله امیر تیمور گورکانی به ایران، مرعشیان پس از شکست در مقابل سپاه وی، به ماوراء النهر تبعید شدند. به این ترتیب آنها مدتی به آنجا رفته و از جنگ و قدرت پرهیز کردند.
اما، بعد از درگذشت امیرتیمور، سادات مرعشی با کسب اجازه از شاهرخ میرزا، به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار این نواحی حکومت کردند.
قدرت سلسله مرعشیان سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور کلی از بین رفت و پس ازبرچیده شدن بساط حکومت ملوک الطوایفی تبرستان که تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری ادامه داشت، این منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطین بعدی سلسله صفوی ، قرار گرفت .
در دوره افشار ، « نارشاه افشار » برای مقابله بادشمنان به ویژه دشمنان شمالی و روس هـا، درمازندران یک کارخانه کشتی سازی دایرکرد و به رونق هرچه بیشتر منطقه افزود .
ازدوره فتحعلی شاه قاجار، به منطقه سـرسبز و زیباو دل انگیزمازندران ، به عنوان یک منطقه استراحتی ـ تفریحی توجه شد و ناصرالدین شاه طی دوسفر دستور تعمیر راه ها و کاروان سراها را صادر کرد.
دردوران سلطنت پهلوی منطقه مازندران مانند سایرمناطق کشور از راه های ارتباطی برخوردار بود و به علت شرایط محیطی و آب وهوای معتدل ، چشم اندازهای زببا ، نزدیکی اش به تهران ، محل استراحت و تفریح قسمت اعظم مردم کشور شد.


اقوام و زبان

همان طور که اشاره شد، ساکنین اولیه استان‌ مازندران‌، از اقوام «آماردها» و «تپورها»، که خود شاخه ای از آریایی ها بودند، تشکیل شده است. این سرزمین به دلیل داشتن شرایط خاص و منحصر به فرد جغرافیایی، به عنوان یکی از مراکز مهم مهاجرتی کشور به شمار می آید. به طوری که این منطقه، غیر از افراد بومي‌، اقوامی از ‌ بلوچ ها، ترك ها، كردها، لرها، افغان ها، گرجي ها‌ و ارمني‌ ها را نيز در خودجاي‌ داده‌ است‌ كه‌ هنوز به طور کامل با اکثر افراد بومی‌ تركيب‌ نشده‌ و بسياري‌ از خصايص‌ قومي‌ و فرهنگي‌ خود را حفظ‌كرده‌اند. به عنوان مثال بعضي‌ از تيره‌هاي‌ تركی ‌ كه‌ در قرون‌ گذشته‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از هجوم‌ تركمن‌ها به‌ اين‌ نواحي‌كوچانيده‌ شده‌اند، هم‌ اكنون‌ نیز در مازندران‌ حضور دارند.
زبان اصلی ساکنین مازندران، زبان‌ طبري‌ يا مازندراني است که آن را بازمانده‌ زبان‌ ايرانيان‌ قديم‌ یعنی پارسي‌ ميانه‌ می دانند. كه‌ ديرتر و كمتر از ساير زبان‌ها تحت‌ تاثير زبان‌هاي‌ بيگانه‌اي‌ چون‌ مغول‌، عرب و تاتار‌ قرار گرفته‌ است. زبان‌ مازندراني‌ با لهجه‌هاي‌ مختلف‌در تمامي‌ نواحي‌ استان‌ متداول‌ است‌.
بر اساس اسناد و مدارک به دست آمده؛ پادشاهان طبرستان تا قرن ژنجم هجری، به خط پهلوي مي نوشتند و سكه مي زدند. دو كتيبه كه به خط پهلوي در رِسِكت، واقع در دودانگه ساري، و گنبد لاجيم واقع در سوادكوه به دست آمده است گویای اين مطلب است.


موقعیت اجتماعی و اقتصادی

جغرافياي اقتصادي استان مازندران به لحاظ داشتن جنگل، دريا، زمين و خاك حاصلخيز، داراي منابع فراوان و سرشار از ذخاير معدنی است. اقتصاد استان بيشتر بر پايه كشاورزي، دامداري، باغداري، زنبورداري، صيادي و صنايع دستي است. كشاورزي در اين ميان از اهميت بيشتري برخوردار است. محصولات رايج كشاورزي در استان عبارتند از: شالي، گندم، جو، عدس، ارزن، سيب زميني، يونجه، پنبه، صيفي جات، نيشكر، لوبيا، پياز و برنج. از میان این محصولات، برنج از جمله محصولات كشاورزي است كه به آب فراوان و هواي گرم و مرطوب نياز دارد و به همین دلیل كل منطقه جلگه اي استان زير كشت برنج مي رود.
در بخش دام داری می توان به انواع دام مانند گاو، گوسفند، اسب، بز، قاطر و طيور نيز اشاره کرد. حيوانات قابل شكار نيز عبارتند از قوچ، خرگوش، خوك، خرس، كبوتر، قمري، كبك، تيمو، قرقاول، اردك سرسبز، غاز، چنگر، خوتكا.خاويار مازندران به دليل كيفيت بالا، در بازارهاي جهاني از اهميت ويژه اي برخوردار است.
عمده كالاهاي صادراتي مازندران درحال حاضر از اين قرارند: انواع مركبات، برنج، پنبه، سويا، روغن نباتي، فرآورده هاي شيلاتي، خشكبار، بيسكويت، كمپوت، نارنگي، رب گوجه فرنگي، كيوي، صنايع دستي مثل گليم و جاجيم، صنايع چوبي یعنی مبلمان، صابون رخت شويي، آلفا سلولز یا لايه هاي جذب رطوبت، انواع قالب و قطعه، اكسيد روي، خدمات فني و مهندسي انواع چراغ هاي روشنايي، مواد معدني و مصالح ساختماني در مازندران.
از بین صدها مركز توليد صنعتي، تعدادی از این مراکز به امر صادرات می پردازند كه مهم ترین آن ها شامل: صنايع چوب و كاغذ مازندران، گروه صنعتي بهپاك، كاله، فرش، شركت صنعتي و معدني تميشه سنگ، صنايع فولاد، افشره، مديريت توليد برق نكا، سيمان مازندران، آمل فولادين و آب معدني آملو است.
بد نیست اشاره کرد؛ صنايع چوب و كاغذ مازندران، ره آوردي ملي - صنعتي است كه به عنوان بزرگ ترين توليد كننده كاغذ از چوب در خاورميانه شناخته شده است.
استان مازندران، همچنین با برخورداري از معادن مناطق كوهستاني گوناگون نقش مهمي در اقتصاد استان دارد. از مهم ترين معادن استان ذغال سنگ كك و حرارتي، سرب و روي، پوكه معدني واريزه كوهي، سنگ گچ، سنگ آهك و لاشه، سنگ مرمريت، فلورين، باريت، سنگ گرانيت و چيني، سيليس و خاك پيت را مي توان نام برد.
صرف نظر از فعالیت های کشاورزی و دام داری؛ استان مازندران دارای صنايع دستي و رشته هاي گوناگون شامل سفال گري، مصنوعات چوبي اعم از لاك تراشي، منبت و معرق، انواع بافته ها از جمله قالي،گليم، جاجيم، چادر شب و جوراب و گونه هاي مختلف سوزن دوزي و غيره در قالب كارگاه ها و تعاوني ها فعاليت مي كنند.



غذاهای محلی

آغوز مسما، آش کدو، آغوز، اسپتناساک، اسفناج مرجی، ترشی ترشو، دوپتی، ته چین، خورش آلو، قلیه مازندرانی، مرغ ترش، مرغ شکم پر، کهی انار.

سوغات

مهمترين صنايع دستى استان مازندران گليم بافى، جاجيم بافى، ظروف سفالى، ظروف و مجسمه هاى چوبى و نمدبافى هستند كه بیشتر در نواحى كوهستانى استان توليد و در سراسر منطقه عرضه مي شوند.
همچنین برنج، مركبات، مرباها و ترشي های مختلف، از مهم ترين مواد غذايى هستند كه به عنوان سوغاتى مازندران محسوب مي شوند.

چهارشنبه 02 مرداد 1392 - 15:15
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.