رزرو آنلاین هتلclose
عالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله چگونه ساخته شد
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
عالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله چگونه ساخته شد
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیمکان های تاریخی استان اصفهانعالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله چگونه ساخته شد

درود هم میهنان گرامی، با عرض ادب و احترام به اطلاع میرسانیم تلاش اعضای اين انجمن در راستای گسترش ورزش در جامعه و تقویت فرهنگ گردشگری در کشور عزیزمان ایران میباشد و بدينوسيله از تمام منابع، سایت ها، وبلاگ ها، اشخاص حقيقی و حقوقی كه موضوعات و مطالب شان توسط اعضا منتشر میگردد سپاسگذاریم.
تعداد بازدید : 309
نویسنده پیام
shayan آفلاین

مدیران ارشد

ارسال‌ها : 586
عضويت : 23 /9 /1391
محل زندگي : تهران
سن : 20
تشکر ها: 40
تشکر شده : 21
عالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله چگونه ساخته شد
احداث میدان های دولتی در عهد صفویه از اهمیت خاصی برخوردار شد. میدان عبارت بود از محوطه ای كه بناهای عمده شهر در آن قرار می گرفت. این بناها عبارت بودند از: كاخ سلطنتی یا دیوان خانه حكومتی، بازار، مسجد جامع و بزرگ شهر. از بهترین نمونه های موجود در تاریخ ایران می توان به میدان نقش جهان اشاره كرد. عناصر تشكیل دهنده میدان نقش جهان عبارتند از: كاخ عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله، بازار، مسجد امام.
در این میان مسجد شیخ لطف الله و كاخ عالی قاپو، رو به روی هم قرار گرفته اند. كوچك بودن مسجد شیخ لطف الله كه رو به روی كاخ عالی قاپو قرار گرفته، باعث شده كه در مورد ارتباط این دو بنا، افسانه هایی را به پا سازند. اگر به راهنمایان محلی این دو بنا رجوع كنیم خواهند گفت كه در زیر میدان نقش جهان تونلی ساخته اند كه این تونل بین مسجد شیخ لطف الله و عالی قاپو حفر شده است تا زنان شاه عباس از درون این تونل عبور كنند و به مسجد شیخ لطف الله و عالی قاپو برسند. اما آیا واقعا زنان شاه عباس برای رفتن از كاخ به مسجد از این تونل مخفی عبور می كرده اند؟
مسجد شیخ لطف الله، بر خلاف مساجد اصفهان حیاط ندارد و مناره ای هم برای آن نساخته اند. رنگ كاشی های گنبد این مسجد هم بر خلاف دیگر مساجد ایران به رنگ نخودی است. به راستی داستان بنای عالی قاپو و مسجد شیخ لطف الله چه بود؟
● نوروز ۱۰۰۶، اصفهان
سال ها بود كه شاه عباس به اصفهان رفت و آمد داشت. او هر از گاهی به باغ بزرگ شهر اصفهان رفت و آمد می كرد. این باغ در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شده بود. سال ها قبل در این باغ، بنایی را مرمت كرده بودند. این بنا كاخ كوچكی بود كه در عهد تیموریان بنا شده بود. شاه عباس تصمیم گرفت كه عید سال ۱۰۰۶ هجری قمری را در آن كاخ بگذراند. او پس از آن كه موقعیت مناسب آن باغ را دید، تصمیم گرفت بنای كاخ را توسعه دهد و ساختمان هایی به صورت اندرونی و بیرونی به آن اضافه نماید. او دستور داد در این باغ بزرگ و زیبا، آبدارخانه، اصطبل و ساختمان های دیگری هم بنا كنند. او همچنین درباریان را تشویق كرد كه در مجاورت این باغ خانه هایی برای خود بسازند. شاه عباس تصمیم گرفته بود اصفهان را پایتخت حكومت خود قرار دهد.
خبر در بین معماران شهر پیچید كه شاه عباس قصد آن دارد بنای كاخ تیموریان را توسعه دهد. شاه، معماران زبده شهر را به كاخ خود در محله «دردشت» دعوت كرد و از آنها خواست كه طبقاتی روی طبقات كاخ تیموری بنا كنند. او به معماران گفت كه در صدد طرحی برای باغ كاخ هم باشند. معماران در این میان به مشورت پرداختند. پس از چند روز مشاوره به نزد شاه بازگشتند، و پیشنهاد دادند كه درمحل باغ، میدانی بزرگ بنا كند. آنها به شاه گفتند كه این میدان محل مناسبی برای تجمع مردم در روزهای مهم سال خواهد شد. آنها به شاه پیشنهاد دادند كه ساختمان های مهم شهر را در اطراف همین میدان بنا كند. شاه، طرح معماران شهر را پسندید و دستور داد هر چه سریع تر بنای عمارت میدان نقش جهان را آغاز كنند.
میدان نقش جهان به طول ۴۴۰ قدم و عرض ۱۶۰ قدم در حال ساخت بود. بنای میدان به گونه ای ساخته می شد كه عمارت عالی قاپو در مغرب آن قرار می گرفت.
معماران دیگری نیز روی كاخ دوره تیموری بنایی سه طبقه بر پا كردند. قسمت پایین عالی قاپور را اختصاص به دیوان خانه قرار دادند. آنها این قسمت از كاخ عالی قاپو را «دولت خانه مباركه» نامیدند. دولت خانه جایی بود كه كارهای اداری حكومت در آن انجام می گرفت. در طبقات بالایی كاخ هم، اتاق های اختصاصی شاه عباس قرار داشت.
سر در عالی قاپو از مرمر عالی ساخته شد. برای ورود به عالی قاپو، اختلاف سطحی به ارتفاع ۶ انگشت ساخته شد. این آستانه نیز از مرمر سبز رنگ ساخته شد. رنگ سبز نشانه معصومین علیه السلام بود. مردم هنگام ورود به بنا، هرگز اجازه نداشتند پا روی آن قرار دهند. هر كس كه پای خود را روی این سنگ قرار می داد، به شدت مجازات می شد. مردم می بایست این سنگ را می بوسیدند.
در چوبی عالی قاپو را نیز به صورت مرتفع ساختند. این در را از یكی از روضه های نجف اشرف آورده بودند. این در به گونه ای مقدس شده بود كه حتی پادشاه نیز از آن به صورت سواره وارد نمی شد.
پس از این سر در، دو تالار بزرگ ساخته شد. این دو تالار، به عنوان دیوان خانه شاه مورد استفاده قرار می گرفت. در یكی از این تالارها كارمندانی كار می كردند و مامور بودند تا نامه هایی را كه برای شاه فرستاده شده بود، تنظیم كنند و جواب آن را تهیه نمایند.
تالار دیگر محل استقرار وزیر شاه بود. در كنار این تالار دو اتاق بزرگ برای استقرار نگهبان شاه ساخته شد. نام این دو اتاق را «كشیك خانه»‌می گفتند. چندی نگذشت كه مردم شهر برای فرار از تنبیه و یا جور ظالمان به این دو اتاق پناه می بردند و از شاه طلب كمك می كردند.
تالار دیگری در درون عالی قاپو ساخته شد. این تالار مخصوص دیدار شاه با سفیران كشورهای خارجی بود و در انتهای باغ كاخ سلطنتی قرار داشت. در اطراف ورودی قصر، پلكان های مارپیچ كوچكی ساخته شد. این پله ها طبقات پایین را به طبقات بالاتر ارتباط می داد. در هر طبقه نیز یك تالار مركزی ساخته شد. در اطراف، اتاق های كوچك دیگری نیز اضافه گردید.
● سال ۱۰۱۱ هجری قمری
چندی از بنای عظیم میدان نقش جهان نگذشته بود كه به شاه عباس خبر رسید شیخ لطف الله، از علمای بزرگ شیعه، به قزوین پناه برده است. شیخ لطف الله از علمایی بود كه در جبل العامل لبنان ساكن بودند. هنگامی كه به او خبر رسیده بود در ایران پادشاهان صفوی، مذهب رسمی كشور را تشیع اعلام كرده اند و فقه های شیعه را مورد احترام قرار می دهند، او نیز مانند جمع كثیر دیگری از علمای بحرین و جبل العامل، و در اوایل عمر خود از لبنان به ایران مسافرت كرد و در مشهد مقدس مقیم شد. شاه عباس چون از ورود او به ایران آگاه گردید، شیخ لطف الله را به خدمت آستانه حضرت امام رضا (ع) مفتخر گرداند.
شاه عباس تصمیم گرفته بود كه علمای شیعه را در پایتخت جدید خود اسكان دهد. بنابراین دستور داد كه شیخ لطف الله به اصفهان عزیمت كند. او معماران شهر را برای احداث محل تدریس شیخ به عمارت نیمه تمام كاخ عالی قاپو فرا خواند و به آنها گفت: «ای معماران بزرگ اصفهانی، نیك می دانید كه شیخ لطف الله از علمای بزرگ عالم تشیع، میهمان كشور ماست. او چندی پیش، برای آن كه از گزند ازبكان در امان باشد، به قزوین، پایتخت ما پناه برده. نیك می دانید كه قزوین تا سالی پیش از پایتخت های ما به شمار می رفت، اما اراده كرده ایم كه این شهر، اصفهان را، پایتخت خود قرار دهیم. به همین دلیل، این عالم بزرگ نیز در پایتخت ما اقامت خواهد كرد و به تدریس مشغول می گردد.
حال از شما معماران اصفهانی، درخواستی دارم و آن این كه برای این مرد بزرگ بنایی در خور، جهت تدریس و برای عمارت شیخ ما طرحی نو در اندازید.»
فردای آن روز، هر یك از معماران با نقشه ای به دربار شاه رفتند. در این میان، پیر مردی به نام استاد حسین، نقشه ای متفاوت داشت. او مسجدی كوچك و بدون حیاط را طراحی كرده بود. او حتی برای مسجد شیخ هم مناره ای طراحی نكرده بود. این نقشه باعث تمایز طرح او با دیگر طرح ها می شد. وقتی كه شاه از طرح استاد حسین خوشش آمد، همهمه در میان معماران پیچید. شاه طرح عجیبی را پسندیده بود. یكی از معماران نزد شاه رفت و گفت: «ای پادشاه، امر شما مبارك است؛ اما آخر چگونه می توان مسجدی را بدون مناره ای طراحی كرد. ما كه برای سر در مسجد خود مناره طراحی می كنیم، تنها به دلیل زیبایی مساجدمان نیست، مناره برای جلوگیری از رانش طاق های سر در مسجد است تا مسجد خراب نشود؛ حتی در یزد برای جلوگیری از خراب شدن طاق ها، برای مناره ها دو پشت بند عظیم ساخته اند. حال چگونه این مسجد و آن سر در بلندش پایدار خواهد بود.»
شاه عباس گفت: «راست می گویی. من هم مسجد جامع یزد را دیده ام، الحق كه پشت بندهای عظیمی دارد. حالا چه پاسخی داری، استاد حسین؟»
استاد حسین گفت: «آری، گفته های معمار درست است. مناره ها همان كار را می كنند؛ اما اگر به جای مناره در اطراف سر در مسجدمان دیوارهایی بسازیم، باز هم سردرها خراب خواهد شد؟»
همه معماران یك صدا پاسخ دادند: «خیر، استاد.»استاد حسین سرفه كوتاهی كرد و گفت: «خوب، اگر سر در عمارت به ارتفاعی معقول باشد تا دیوارها از رانش طاق های آن جلوگیری كنند، مشكلی نخواهد بود، همان طور هم كه می دانیم، دور تا دور میدان نقش جهان را دكان هایی ساخته اند. همین دكان ها و دیوارهای آن از خراب شدن سر در مسجد شیخ جلوگیری خواهد كرد.» سپس روی خود را به مرد كرد و گفت: «جز این خواهد بود ای مرد معمار؟»
مرد كه از پاسخ استاد حسین شگفت زده شده بود گفت: «خیر، خیر!»
پادشاه كه از این مناظره به وجد آمده بود، رو به حاضران كرد و گفت: «هان ای معماران شهر، آیا كس دیگری ایرادی می یابد؟»
سكوت در میان معماران افتاده بود كه ناگهان یكی دیگر رو به استاد حسین كرد و گفت: «آری، آری ای پادشاه. همانطور كه می دانید، مستحب است هنگام ورود به مسجد رو به قبله وارد شوند. در حالی كه استاد مسجد خود را رو به روی عمارت عالی قاپو بنا كرده؛ یعنی در مشرق. پس ورودی آن غربی است. چگونه نمازگزار رو به قبله وارد مسجد می شود، در حالی كه قبله رو به جنوب است؟» استاد حسین گفت: «پرسش نیكویی كردی ای مرد. اول آن كه بهترین مكان برای مسجد و مدرسه شیخ، رو به روی كاخ عالی قاپوست؛ زیرا تقارن میدان و نظم آن حفظ خواهد شد. از طرف دیگر، برای آن كه نمازگزار رو به روی قبله وارد مسجد شود، مسجد باید ۴۵ درجه چرخش داشته باشد. از طرف دیگر، جهت میدان به گونه ای است كه وارد شدن به این مسجد از سمت میدان، نیاز به چرخشی ۹۰ درجه ای دارد.
من هم برای حل این مشكل از راهرویی استفاده كرده ام كه باعث چرخش ۹۰ درجه ای نمازگزار شده و در عین حال احترام به قبله و نظم میدان بر هم نمی خورد. هیچ كس هم متوجه این چرخش نخواهد شد. همان طوری كه دیده اید، مدرسه شیخ هم در كنار مسجد او ساخته خواهد شد.»
دیگر معماران وقتی استدلال استاد را شنیدند، با صلوات بلندی به تدبیر نیكوی او درود فرستادند. شاه نیز از تخت خود بلند شد و گفت: «پس استاد حسین، همان طوری كه نقشه خود را طرح كرده ای آن را اجرا كن.»
● سال ۱۲۰۷ هجری
چند سالی بود كه از شروع احداث عالی قاپو می گذشت و در این میان نقاشی دیوارهای بنای كاخ به استاد رضا عباسی سپرده شده بود.
استاد رضا عباسی از نقاشان زبردست دوره صفویه بود كه كار طراحی برخی از چهره های درون عمارت را به سرانجام رسانده بود. در محوطه كاخ نیز باغ های مخصوص شاه عباس ساخته شده بود. در اطراف میدان نقش جهان هم درختان چنار زیبایی كاشته بودند. شاه عباس نیز برای تماشای مسابقات چوگان، هر از گاهی دستور اجرای آن را در محوطه وسیع میدان می داد. او گاهی نیز جام زرینی را در دكلی درون میدان قرار می داد و به هر كس كه می توانست روی اسب این جام را با تیر بزند، جایزه ای اهدا می كرد.
روی بناهای اطراف میدان نقش جهان و اطاق های اطراف آن از بالا تا پایین چراغ ساخته بودند. این چراغ ها در زمان جشن ها و اعیاد روشن می شد. گاهی چراغ های اطراف میدان به ۵۰ هزار عدد می رسید.
در اطراف باغ هم دو پایه ستون مرمر قرار داده بودند. این ستون های زیبا را به دستور شاه عباس از تخت جمشید به این مكان آورده بودند. سمت در بازار كه در شمال میدان قرار داشت دو ایوان سر پوشیده ساخته بودند. در این ایوان ها، در هنگام غروب و سحر با نقاره و طبل نواهایی می نواختند. به این مكان نقاره خانه می گفتند.
شاه عباس دستور داده بود در اطراف عمارت عالی قاپو ۱۱۰ توپ مستقر كنند، او این ۱۱۰ عدد توپ را به نام حضرت علی (علیه السلام) در اطراف قصر قرار داده بود.
استاد حسین، بنای مسجد مدرسه شیخ لطف الله را با زیبایی حیرت انگیزی ساخته بود. او برای كتیبه های مسجد شیخ از خط استاد رضا تبریزی بهره جسته بود. استاد رضای تبریزی از خطاطان به نام تبریز بود. او وقتی به درگاه شاه عباس وارد شده بود نام خود را به رضا عباسی تغییر داده بود. او و استاد رضا عباسی، نقاش عمارت عالی قاپو، رفاقت بسیار نزدیكی داشتند.
كاشی كاری مسجد نیز بسیار حیرت انگیز بود. استاد حسین دستور داده بود كه كاشی های گنبد مسجد را از لعاب های نخودی بسازند. این موضوع باعث شده بود كه گنبد مسجد شیخ از مساجد دیگر متمایز شود.
استاد حسین برای روشنایی داخل مسجد، در اطراف گنبد، روزنه هایی را ایجاد كرده بود. این روزنه ها در فواصل معینی ایجاد شده بودند، این پنجره ها را با گچبری های زیبایی ساخته بودند. گچبری ها از هندسه بسیار زیبایی برخوردار بودند.
سال بعد شاه عباس دستور داد كه مسجد جامع شهر اصفهان در جنوب میدان ساخته شود.
در كنار كاخ عالی قاپو هم، ساختمانی ساخته شد. گنبد این بنا از آجر ساخته و به آن توحید خانه گفته می شد. در این بنا، صوفیان اصفهان شب های جمعه جمع می شدند. تعداد صوفیان شهر اصفهان در آن زمان حدود دویست نفر بود. آنها خود را فداییان شاه عباس می نامیدند و به محافظت از او در شهر مشغول بودند. آنها كلاه بلندی بر سر می گذاشتند. خنجرها و كمان های آنها در بین مردم شهر مشهور بود.
● سال ۱۰۴۱
چند سالی بود كه شاه عباس دوم به سلطنت رسیده بود. او دستور داد كه در طبقه سوم عمارت عالی قاپو، ایوان زیبایی بنا كنند. او از معماران خواست كه در وسط این ایوان، حوض و فواره هم بسازند.
معماران برای ساختن این ایوان ۱۸ ستون از چوب چنار ساختند. آنها برای تزیین این ستون های چوبی از آینه كاری های زیبایی استفاده كردند. برای آن كه حوض وسط ایوان عایق كاری گردد، از صفحات مس ضخیمی استفاده كردند تا آب به دیگر طبقات كاخ نفوذ نكند. در وسط این حوض نیز فواره زیبایی ساختند. برای آن كه آب بتواند به طبقه سوم فرستاده شود و درون حوض جاری گردد، از چرخ ها و ماشین های مخصوصی استفاده كردند. به این ماشین ها كه آب را به طبقات بالاتر می فرستاد، «چرخاب» می گفتند.
شاه عباس دوم دستور داد كه در طبقه بالاتر این عمارت تزییناتی را اضافه كنند. او به معماران گفت برای آن كه صدای صوت موسیقی درباریان به دیگر مكان های قصر نفوذ نكند از ترفندی كه صلاح می دانند، استفاده كنند. معماران برای این منظور، از گچ بری های متنوعی استفاده كردند. این گچ بری ها را در تمام دیوارهای طبقه به كار بردند. گج بری ها را به شكل ظروف و اشیای مختلف در زوایای متفاوت تالار ساختند. وقتی عده ای از نوازندگان در این بنا شروع به نواختن آهنگ می كردند، صدای آن در هیچ كجای قصر شنیده نمی شد؛ زیرا حفره های ایجاد شده صدا را درون اتاق می شكست. شاه عباس دوم در این مكان از مهمانان مخصوص خود پذیرایی می كرد. او برای این كه صدای مذاكرات محرمانه اش در دیگر مكان های قصر شنیده نشود از این اتاق استفاده می كرد. معماران این گچ بری ها را از گچ بری های «چینی خانه اردبیل» تقلید كرده بودند. در آن سوی عالی قاپو نیز، مسجد شیخ لطف الله، بعد از مرگ شیخ، به مسجد خصوصی زنان شاه تبدیل شده بود.

امضای کاربر :
جامعه دو طبقه دارد:
1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند
2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.
دوشنبه 21 مرداد 1392 - 21:17
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.