رزرو آنلاین هتلclose
نجف آباد
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
نجف آباد
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیدیگر اطلاعات استان اصفهاننجف آباد

درود هم میهنان گرامی، با عرض ادب و احترام به اطلاع میرسانیم تلاش اعضای اين انجمن در راستای گسترش ورزش در جامعه و تقویت فرهنگ گردشگری در کشور عزیزمان ایران میباشد و بدينوسيله از تمام منابع، سایت ها، وبلاگ ها، اشخاص حقيقی و حقوقی كه موضوعات و مطالب شان توسط اعضا منتشر میگردد سپاسگذاریم.
تعداد بازدید : 422
نویسنده پیام
shayan آفلاین

مدیران ارشد

ارسال‌ها : 586
عضويت : 23 /9 /1391
محل زندگي : تهران
سن : 20
تشکر ها: 40
تشکر شده : 21
نجف آباد
نجف اباد

ديباچه شناخت نجف آباد

اين شهر در عهد صفويان يعني حدود 400 سال قبل پايه ريزي شده. طراح و معمار اين شهر، پيرفرزانه، معمار، رياضي دان و دانشمند زمانه مرحوم شيخ بهايي عليه الرحمه بوده است که با معماري اصولي و مهندسي بسيار پيش رفته خيابانها و کوچه هاي شهر داراي بناهاي معيشتي، باستاني مذهبي مختلفي از قبيل مسجد سقاخانه، عصارخانه، آسياب آبي، کاروانسرا، برج کبوترخانه، حمام و ... مي باشد.
به گمان خيلي ها اماکن تاريخي و ارزشمند بايستي قدمت چندين هزار ساله داشته باشند، در غير اين صورت هيچ ارزشي ندارند.
اين مسئله را بعضي از شهروندان نيز تاييد مي کنند، به عنوان مثال اگر از آنها سئوال شود به نظر شما در شهر نجف آباد آثار ارزشمندي از پيشينيان مي شناسيد؟ نه تنها پاسخ منفي است که مي گويند که مي گويندمگر شهر ما تاريخي است !!! غافل از اينکه ملاک ارزشمند بودن چيزي تنها قدمت آن نيست واگر اينطور بود شهر تهران با قدمت 200 ساله اش که داراي منازل، کاخ ها، ابنيه و عمارتهاي ارزشمند فراواني مي باشد، نبايستي اثر ارزشمندي به ثبت مي رسيد. خيلي از آثار به محض خلق، ارزشمند محسوب مي شوند. به عنوان مثال تابلوهاي نفيس استاد فرشچيان که به محض ابداع در رديف آثار ارزشمند قرار گرفت و ثبت مي گردد.
در شهرستان نجف آباد نيز آثار ارزشمندي وجود داشته و دارد که تعدادي از آنها ويران گرديدهو به دست فراموشي سپرده شده است و چندي هم حفظ گرديده اند.
شهرستان نجف آباد به لحاظ اينکه مردمي سخت کوش و فعال در عرصه اقتصادي داشته ابنيه تاريخي اش نيز در واقع به نوعي مربوط به مسائل معيشتي و اجتماعي مي شده و در اصل هنرشان را صرف ساختاماکن تجملي و اشرافي ننموده اند. شايد يکي از دلايل آن عرق مذهبي و دليل ديگر هم ميتواند نه چندان خوب بودن وضعيت اقتصادي آنها بوده باشد.
به جز منزل بسيار بسيار زيبا و ارزشمند که متعلّق به يکي از خوانين نجف آباد بوده است و تخريب شده آثار باشکوه و فوق العاده گزارش نشده است. در عوض اماکن زيباي معماري و در عين حال درآمد زایی فراواني وجود داشته از قبيل:
عصارخانه ها برجهاي کبوترخانه آسيابهاي آبي حمامهاي عمومي که در بخشهاي ديگر به طور کامل در مورد آنها بحث خواهد شد.

موقعيت حوضه جغرافيايي نجف آباد:

منطقه نجف آباد بين طول جغرافيايي 60ً 10َ 50 و 34ً 4َ 50 و عرض جغرافيايي 46ً 7َ 32 و 21ً 16َ 32 قرار گرفته است. اين منطقه از ارتفاعات دالان كوه با ارتفاعي بالغ بر 3450 متر واقع در جنوب غربي حوضه و يا در 25/10 كيلومتري جنوب شرقي دامنه شروع شده و با جهتي شرقي به طول 81 كيلومتر تا حدود 5/21 كيلومتري غرب شهر اصفهان ادامه پيدا مي كند. شهرنجف آباد از شمال به زير حوضه علويجه , دهق و از شرق به فلاورجان، خميني شهر و اصفهان و از غرب زير حوضه فريدن و — داران و از جنوب زير حوضه لنجانات محدود مي گردد و بين دو رشته كوههاي شمالي و شمال غربي و جنوب و جنوب غربي محدود است. وسعت منطقه 4163 كيلومتر مربع است.
شهرستان نجف آباد بر گستره دشتي در محصوره فرسايش يافته پيش كوههاي داخلي زاگرس كه متعلق به دوران سوم زمين شناسي مي باشد. در جنوب خوانسار و ميمه، شمال لنجان، شرق فريدن و غرب اصفهان واقع شده است. از نظر طول و عرض جغرافيايي در51 درجه و 21دقيقه طول شرقي و 38 دقيقه و 32 درجه عرض از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. ارتفاع متوسط آن از سطح دريا در حدود 1655 متر مي باشد كه 82 متر از سطح اصفهان بلند تر است و حدود 635 متر از سطح كوهستاني فريدن پايين تر است.


هواشناسي نجف آباد:

هواشناسي نجف آباد بر اساس آمار 17 ساله ايستگاه در دوره 1992-2002 متوسط بارندگي ساليانه 6/150 ميليمتر و متوسط درجه حرارت ساليانه 9/14 درجه سانتي گراد است. سردترين ماه سال دي ماه و گرمترين آن تيرماه است. معمولاً بارندگي از اواخر مهر ماه شروع و تا اواخر ارديبهشت ماه تقريباً ماه تقريباً بمدت 7 ماه ادامه مي يابد. وقوع بارندگي در ساير ماههاي سال كاملاً تصادفي و اتفاقي است. بطور متوسط ساليانه حدود 96 روز احتمال وقوع يخبندان وجود دارد و روزهاي يخبندان معمولاً از آبانماه شروع و تا اواخر اسفند ماه ادامه دارد و بدين ترتيب حدود7 ماه از سال احتمال وقوع يخبندان وجود دارد.


عمده محصولات كشاورزي شهرستان نجف آباد:


1-بادام:

اين محصولات بيشترين سطح زير كشت را به خود اختصاص داده است كه حدود 1500 هكتار در انواع مختلف آن می باشد.


2- گردو:

كه اين محصولات معمولاً كنار آبراهه ها كشت مي شود و انواع مختلفي دارد.


3- انگور:

اين نوع محصول داراي انواع مختلف بوده است و اكثر كشاورزان منطقه نسبت به توليد و پرورش آن چه در مزارع و چه در منازل خود اقداماتي بعمل آورده اند. محصول انگور در انواع مختلف خود زمان برداشت آن معمولاً فصل پائيز بوده كه از شيريني و لطافت خاصي برخوردار مي باشد.


4- انار:

كه انواعي دارد. درخت انار بيشتر در مكانهايي كشت و نگهداري مي شود كه از آب نسبتاً خوبي برخوردار مي باشند.


5- زردآلو:

اين ميوه نيز در همه مزارع شهرستان كشت نمي شود زيرا نياز به آب كافي بوده و دربرابر عدم آب استقامتي نداشته و درخت زردآلو همچون بقيه درختان نياز به آب كافي دارد.

از ديگر محصولات كشاورزي شهرستان نجف آباد مي توان هلو و انواع مختلف آن مانند بلخي و سفيد، آلوچه، آلبالو، گيلاس، گلابي، سيب، خرمالو، و به و انجير و .... رانام برد. كشتهاي جاليزي شهرستان نجف آباد مردم شهرستان نجف آباد به غير از درختان ميوه كه از آنها نامبرده شد به كشت محصولات جاليزي نيز همت مي كرده و در انواع مختلف آن مانند: سيب زميني و هويچ، زردآلو و چغندر، خيار، هندوانه، خربزه، كمبوزه، دستنبو، بادمجان، كدو، گوجه و گياهان علفي مانند سيب ترش مخصوص ترشي، شنبليله، ريحان، نعناع، ترخان، مرزه، گشنيز، تره، شاهي، تربچه و پياز و حبوبات از قبيل گندم، جو، عدس، ماش، نخود، باقلا، لوبيا و برنج فعاليت داشته و ذوق و تلاش مردم در پرورش و كشت انواع رستني ها قابل توجه است و از همين رهگذر مي باشد كه عليرغم بعضي از ناراستيها مي توان انواع كشتها را در آن يافت.


آثار دیدنی شهرستان نجف آباد:

آثار ديدني شهرستان نجف‌آباد از جهت آثار باستاني از ابنيه قابل ملاحظه‌اي برخوردار نيست. آثار تاريخي عمدتاً منحصر به ساختمانهایي از دوره قاجاريه مي‌باشد كه از ارزش يك ابنية قابل حفاظت نيز برخوردار نيستند. با اين وجود از آثار زير كه بعضي حتي از بين رفته و اثري از آنها باقي نيست مي‌توان نام برد.


1- مزرعة بلمچه:

اين مزرعه قديمي ترين واحد كشاورزي شهر بوده كه اكنون بصورت نيمه بايري درآمده و ته‌ چينه‌هایي با مقداري درخت و قناتي تنك آب كه از دامنه كوههاي شمالي سرچشمه گرفته از آن باقي است.


2- حمام كهنه:

اين حمام متعلق به عصر صفويه بوده در سالهاي اخير به كلي ويران و به جاي آن حمام نيمه تمامي بنا گرديده است.


3- حصار قديمي شهر نجف‌آباد

كه از اقدامات مهم شخ بهائي محسوب مي‌گردد و اكنون از آن اثري نيست.


4- قنات نجف‌آباد

به طول 54 كيلومتر كه آنرا نيز از كارهاي شيخ بهائي محسوب مي‌دارند.


5- قنات كهريز يا «سندل‌گبر»:

كه سابقه آنرا به پيش از بناي شهر نجف‌آباد مي‌رسانند.


6- كاروانسراي حسنيجه:

اين كاروانسرا در كنار روستاي حسنيجه به ابعاد 03/50*30/58 بنا گرديده است كه امروز به حالت نيمه ويرانه‌اي درآمده و صورت آغل احشام بخود گرفته است.


7- قلعه سنگي علويجه:

اين قلعه در دامنه گردنه‌اي به ارتفاع 1900 متر بنا شده است با ابعادي كه برابر 5/44*5/42 متر مي‌باشد. ورودي اين قلعه در قسمت جنوبي قرار دارد. با سردري كه دهانه طاق 90/4 متر و دو جرز بزرگ آن به قطر 195 سانتيمتر و عمق 210 سانتي‌متر مي‌باشد. در سه سوي قلعه ايوانها و اطاقهاي مختلفي است كه بوسيله سالنهائي به ديوار خارجي قلعه به قطر 90 سانتيمتر ارتباط دارند. به علت اينكه طاقها نسبت به دهانه‌ها كشيده مي‌باشد و ملاطها از گچ و رس هستند و ترك برداشته و ريزش برف در افزايش تركها مؤثر بوده، خرابي هایی ببار آورده است.


8- مسجد جامع دهق:

اين مسجد در حدود 800 متر مساحت دارد كه بنايش را به عهد سلجوقيان نسبت مي‌دهند.


9- مسجد جامع جوزدان:

در ضلع جنوب غربي مسجد، در يكي از اتاقها قبور تني چند واقع شده از جمله قبر شيخ صفي‌الدين شيخ ملكشاه متوفي هشتم جمادي‌الثاني 1101 هـ.ق فارغ از آثار فوق به بناها و آثاري در بعضي نقاط مانند علويجه برمي‌خوريم كه منسوب به زردشتيان مي‌باشد. همچنين ابنيه‌اي كه از معماري ويژه عهد قاجاري برخوردار است از آن جمله ساختماني در باغ حاجي‌آباد و قمشلو كرون را مي‌توان نام برد.


10- برجهاي هفتگانه جوي خارون:

« ارگ شيخ بهايي » اين برجها جزء آثار نادر کشور ميباشد و همانند اين برجها را تنها در شهر تبريز ميتوان ديد و خوشبختانه اين اثر با همت شهرداري و تني چند از ميراث دوستان شهرمان مورد عنايت قرار گرفته است و طرحهاي جالبي براي احيا اين برجها در دست اجرا مي باشد.

گذشته از ابنيه تاريخي مذكور، زيارتگاههاي گوناگوني در اين ناحيه قرار دارد. از آن جمله:

الف) امامزاده احمد ابن حنفيه در شهر تيران.

ب) امامزاده ساره مريم معروف به چهل دختران در روستاي جوزدان.

پ) امامزاده فاطميه در روستاي محمديه كرون.

ت) امامزاده واقع در روستاي چشمه احمدرضا كه بهمين نام شهرت دارد.

ث) امامزاده‌اي در ارتفاعات جنوب غربي علويجه بنام شمس‌الدين محمد

ح) امامزاده سراءالدين معروف به «بابا لنگر» در كوهپايه‌هاي شمالي روستاي عسگران و بقعة پير محمد در اراضي نزديك امامزاده جوزدان كه تاريخ آن متعلق به سال 958 هـ.ق مي‌باشد.

چ) امامزاده عبدالله در شاهدان

ح) امامزاده در اسفيدواجان

ح) امامزاده در افجان

خ) قدمگاه كه بناي اوليه آن به زمان بنيان شهر نجف‌آباد باز مي‌گردد، در سال 1302 قسمتي از آن توسط معارف و اوقاف اصفهان به مدرسه اختصاص داده شد و در سال 1312 بكلي ويران و در تعريض فلكه و خيابان از بين رفت.

نويسنده «سفري به دربار سلطان صاحبقران» مي‌نويسد: «... به حياط يك محوطة زيارتگاه مانند رفتيم كه جلوي در ورودي بزرگ آن زنجيرهايي آويخته بودند كه نشان مي‌دهد كه از آنجا، بست و محل تحصن است ... ما را در برابر سنگ گرانيت صيقلي شده‌اي بردند كه جاي پايي روي آن ديده مي‌شد و خطوطي هم به زبان فارسي در آن حك شده بود اين محل «قدمگاه» ناميده مي‌شد و جاي پاي روي سنگ را متعلق به يكي از شخصيتهاي مقدس مي‌دانستند.رسومات در مراسم ازدواج


در قديم و به طور تقريبي در همين دوره ، ازدواجها اكثراً درون خويشي و نهايت درون محلّي ميباشد . از اين نقطه نظر معمولاً از پيوند با غريبه ها خودداري نموده و بر مبناي درون خويشي معتقدند كه عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمان بسته شده است . به اين لحاظ كودكان عمو ، دائي ، خاله و عمه را از كودكي براي هم انتخاب مي نمايند تا وقتي كه به سن بلوغ رسيدند با هم ازدواج نمايند .

شيوه معمول ازدواج تك همسري بوده و رويه چند همسري بسار اندك و اصولا چند همسران از شخصيت مطلوبي برخوردار نيستند .

شيوه مرسوم در ازدواج بدين گونه است كه پس از آنكه نزديكان داماد – معمولاً مادر ، خواهر ، عمه و خاله- از طريق دلاله دختري را در نظر گرفته و پسنديدند – دلاله به زني ميگويندكه ازدختران دم بخت خانه ها اطلاع دارد وچنانچه دختري مناسب پسري يافت آ“ را به خانواده پسر معرفي ميكند . يا خانواده پسر به او سفارش ميكنند كه دختري مناسب براي پسرشان پيدا كند . دلاله پس از مراجعه مكرر به خانه پسر و دختر و حصول مقصود دستمزد و شيريني دريافت مي نمايد . – به بهانه اي به منزل دختر مي روند – اصطلاحاً به دلالگي مي روند تا از نزديك با او آشنا شوند.

در اولين مرحله و براي آگاهي از تمايل خانواده عروس ، صحبت را به گونه هايي آغاز مي كنند . مثلاً از مادر دختر مي پرسند كه : « ما يك مرغ داشته ايم خونه شما نيومده » و مادر دختر چنانچه آشنايي قبلي داشته باشد و يا تمايلي به اين پيوند داشته باشد مي گويد : « چرا ، يك مرغ هست نمي دانم مال شماست يا كس ديگري.»

يا خانواده پسر ميگويند : «ما آمده ايم كه پسرمان را به غلامي قبول كنيد.» چانچه خانواده دختر با وصلت موافق بودند در جواب يك شاخه نبات به خواستگاران داده كه به عنوان « بله گرفتن » تلقي ميشود .

بعد از خواستگاري و شيريني و بله گرفتن از طرف خانواده عروس ، از طرف خانواده داماد يك شاخه نبات ويك تكه پارچه به خانه عروس فرستاده ميشود . همچنين از طرف خانواده عروس يك شاخه نبات ، يك تكه پارچه يا پيراهن و مقداري آجيل به خانه داماد فرستاده مي شود .

پس از ديدارهاي اوليه ريش سفيدان ومردان فاميل ، جهت آشنايي و گفتگو و قرارهاي مقدماتي رسماً به منزل عروس رفته و مراسم « شيريني خورون » را انجام ميدهند و با تعين ساعت خوب جهت « قباله برون » كه معمولاً با بگو و مگو و چانه زدنهاي مرسوم همراه است ، زمان انجام عقد را تعيين مي كنند . اين مراسم با مراسم ويژه عقد كلاً در منزل عروس انجام ميگيرد .



قبل از مراسم عقد ، مراسم قباله برون مي باشد كه قباله عروس از طرف خانواده داماد داده مي شود . مثلاً يك جلد كلام الله مجيد دو دانگ خانه ، نيم جريب باغ ، پنج مثقال طلاي ساخته و پرداخته شده ، دومن پشم و پنبه و … .

در شب عقد سفره اي انداخته ميشود حاوي وسايلي از قبيل حنا ، صابون گل آيينه و شمعدان ، عسل و روغن ، خرما خرك . ابريشم و ساير وسايلي كه براي داماد و عروس خريداري شده است .

در شب عقد براي بله گرفتن از عروس ، پدر داماد و يا خود داماد يا يكي از نزديكان سكه طلائي به عروس مي دهد كه به آن « سكّه زير زِبون » مي گويند .

پس از انجام عقد ، خانواده عروس ، نزديكان وخويشاوندان نزديك داماد را به مهماني دعوت مي كنند . كه به آن« تيكه پشت بله » چند شب بعد از عقد از طرف عروس براي داماد « جا خون »- كه به آن خونچه نيز ميگويند - مي برند . خونچه طبق بزرگي است كه در ان مواّد خوراكي پوشاك از قبيل چند سيتي آجيل ، اِگِردِك – كه نوعي شيريني خانگي است – حنا ، صابون ، آينه و شمعدان ، لباس و پارچه و وسئل ديگر گذاشته ميشود .

مراسم عروسي كه معمولا شبهاي جمعه برگزار ميگيرد به طور مجزا در خانه عروس و داماد برگزار ميشود . روز قبل از عروسي حدود 10 نفر زن در حالي كه در يك مجمعه – سيني بزرگ – وسايلي از قبيل دوقالب صابون ، چهار كيسه حنا ، يك بشقاب نقل و يك بشقاب مايحتاج ديگر و يك شمع سوز كه در آن شمعي روشن باشد گذاشته و پارچه اي سبز روي آن انداخته و شخصي آن روي سر حمل ميكند عروس را به حماّم ميبرند . از آنطرف داماد را نيز به حمام ميبرند . از طرف خانه عروس يك دست لباس كامل همراه يك شاخ نبات ، در مجمعه اي گذاشته ، دستمال سبزي روي آن گذاشته و به حماّم ميبرند ، دلاك دستمال و نبات را براي خود برداشته و لباس را به داماد مي پوشاند .

در شب عروسي ريش سفيدان خانه داماد عقد نامه و قباله را همرا با يك كله قند به خانه عروس ميبرند و تحويل پدر دختر ميدهند و اجازه بردن عروس را ميگيرند . اين كلّه قند بعدا همراه با سيسموني اولين نوزاد به خانه وي برده ميشود .

عروس را به طرف خانه داماد حركت ميدهند ، قبل از رسيدن به خانه داماد بايد به پيشباز عروس بيايد وگرنه عروس را بر ميگردانند . صبح فرداي عروسي از طرف خانواده عروس غذايي را كه به ان گداخته ميگويند و از آرد و خرما خَرَك و نارگيل و روغن حيواني و زيره پخته شده است براي داماد مي آورند همچنين ظهر آن روز چند سيخ كباب نيز مي آورند .

فرداي عروسي هريك از خويشان هديه اي به قدر توانايي به عنوان در حنجلگي به عروس و داماد ميدهد . تا سه روز داماد در خانه مي ماند و پس از ان دوستان وي او را به محل كارش مي برند .

بعد از عروسي هريك از خويشان عروس و داماد را به مهماني ميخوانند كه به آن « پا گشا »ميگويند .مردمان اين شهر بر اين باورند :

روز عيد غدير از كاركردن خود داري مي كنند و معتقدند كه اگر كسي كار كند دستش به مرض پيش پيشك دچار مي شود .

اگر قيچي را به هم بزنند دعوا مي‌شود .

اگر كسي آب به گربه بپاشد دستش زگيل و به اصطلاح توتولي مي زند

اگرچشمان كسي به جايي خيره شود و اصطلاحا راه بيفتد ، پيغامي از شخصي به او مي رسد

اگر كلاغ جارك بر بام خانه صدا كند ، خبر از آمدن كسي يا پيغامي مي دهد

اگر جارو را سر بالا بگذارنهد ، دعوا مي شود

اگر بچه جارو كند مهمان مي آيد

اگر دو لنگه كفش روي هم قرار گيرد ، مهمان مي آيد

اگر تفاله چايي روي چايي باشد مهمان مي آيد

كوتاهي يا بلندي قد مهمان را به اندازه بزرگي و كوچكي تفاله مي سنجند

اگر اطفال چغاله بادام -به اصطلاح كولوچي - بخورنددرختهاي بادامها دچار سرمازدگي مي شوند

اگرچهل روز صبح در خانه را آب و جاروكني ، حضرت خضر را ديده و مي توان از او طلب مراد كرد

اگر زن حامله نگاه به مرده كند ، چشم نوزادش شور مي شوداگر زن آبستن دست به هر عضوش بگذارد و به ماه نگاه كند ، در همان نقطه از بدن نوزادش سالي يا خالي مي زند

اگر زن تازه زا را قبل از آنكه چله اش تمام شود ، تنها بگذارند آل مي بردش

از ميان جماعت زنان نبايد گذشت

از آب شب مانده نبايد نوشيد

زانو در بغل گرفتن غم مي آورد

براي آنكه مهمان مزاحمي رفع زحمت كند در كفش او نمك مي پاشند تا دل شوره پيدا كند وبرود

ناخنهاي چيده را اگر زير دست و پا بريزند ، باعث بروز نكبت مي شود

بايد هنگام روشن شدن چراغ و لامپ صلوات فرستاد

بارش باران در روز آفتابي نشانه زايش گرگهاست

بعد از ظهر يك شنبه و چهارشنبه به ديدار مريض نمي روندمعتقدند از ظهر پنچ شنبه تا صبح شنبه آب از هركجا برود به بهشت مي روند

از ظهر پنج شنبه تا صبح شنبه اگر لباس بشويند باعث فقر مي شود

شب چهارشنبه به فالگوش مي روند

بدين گونه كه نيتي كرده و پس از اسماع سخن رهگذري نيت خود را با آن تعبير ميكنند

بايد بعد از خميازه حتما دست را به سينه زد وگرنه دعوا ميشود

درخانه را كه آب و جارو كني غم غصه وارد خانه نمي شود

آب و زمين فرد مجرد را لعن مي كنند.خوردن نخوچي :
صبح طلا ست
ظهر نقره
شب كندلهآداب و رسوم مختلف نجف‌آبادي‌ها در نوروز

الف) سمنوپزان

بشر از ديرباز براي رسيدن به خيلي از حاجات و آرزوهايش كه از يد قدرتش خارج بوده متوسل به قدرت‌هاي مافوق بشري مي‌شده و اعمالي به شكل نذر و دعا جهت رفع آن حاجات انجام مي‌داده است. مسلمانان نيز از اين امر مستثني نيستند و بسياري از امور مشكل را با دعا، نذر، صدقه، اطعام ... رفع مي‌كنند. يكي از نذور پسنديده مسلمانان ايراني كه ديرينه بسيار طولاني دارد تهيه سمنو و توزيع آن بين اهالي و فاميل و آشنا به نيت رسيدن به حاجت مي باشد.
سمنوپزان از جمله نذور نه چندان آسان طباخي است چرا كه تهيه و فراهم كردن آن بر خلاف ساير اغذيه چندين روز وقت مي‌برد! و پخت آن نيز حدود 15 تا 18 ساعت طول مي‌كشد!
نحوه كار به شكل خلاصه بدين نحو است كه فرد نذر كننده در اوايل فصل زمستان گندم مرغوب و اعلا تهيه نموده و آنها را در ظروف تخت نظير سيني ريخته و با آبياري و آفتابرساني روزانه گندم‌ها جوانه مي‌زند اينكار بين 10 تا 15 روز طول مي‌كشد بعد از آن جوانه‌هاي سفيد گندم را چرخ نموده و آنرا صاف مي‌كنند تا شيره اي شفاف بدست آيد.
از طرف ديگر در وسط روز و در فضاي باز كه معمولاً حياط منزل باني است با آجر و گل چيزي شبيه اجاق مي‌سازند كه بتوان از سوراخي كه در پائين اجاق تعبيه شده هيزم‌ها را داخل آن نمود سپس ديگ را روي اجاق گذاشته و شيره‌ها را داخل ديگ مي‌ريزند صاحبخانه به ميل خود مي‌تواند تعدادي بادام و گردو با پوست به مواد اضافه نمايد. تمام اين كارها چند ساعت طول مي‌كشد و ديگر نزديك غروب شده است. فردي مسن كه تجربه پخت سمنو دارد و به قول معروف استاد اين كار است از قبل دعوت مي‌شود تا بر كار نظارت داشته باشد.
اهلي محل، فاميل‌ها و دوستان وآشنايان (شايد با شيريني و گل) مي‌آيند و ملاقه دسته بلند را از استاد گرفته و به نيت گرفتن حاجت مواد را به هم مي زنند خدا مي‌داند در دل آنها چه مي‌گذرد و در ضميرشان چه چيزهاي مرور مي‌شود و چه حاجاتي را از خدايشان طلب مي‌كنند. هر كس كه پاي ديگ، سمنو را هم مي‌زند ناخودآگاه اشكش سرازير مي‌شود و اين نه به خاطر دود هيزم‌هاست بلكه تضرع و زاري به درگاه خداي مهربان و تواناست.
مردم معتقدند سمنو متعلق به بي‌بي حضرت فاطمه زهرا (س) است و در حين دعاهايي كه در دل زمزمه مي‌كنند متوسل به حضرت فاطمه زهرا (س) مي‌شوند كه شفيع شده و حاجات آنها را برآورده كند. فردي مداح يا روحاني در آن شب مداحي و روضه‌خواني مي‌كند و سپس فاميل‌ها و دوستان شام را با هم صرف مي‌كنند. اواخر شب كه شيره‌ها تقريباً سفت شده و حالت مايع ندارد با نظر استاد در ديگ را گذاشته و رويش را با مقدار زيادي آتش و خاكستر مي پوشانند. تعدادي از بانوان آن شب را در كنار ديگ يا در ساختمان بيدار مي‌مانند و دست به دعا برمي‌دارند و نماز به پاي مي‌دارند و حاجت خود را با خدا در ميان مي‌گذارند صبح زود استاد سمنوپز و بيدارماندگان با دعا و صلوات در حالي كه اشك در چشمانشان حلقه زده است در ديگ را برمي‌دارند و همه با بيم و اميد منتظر ديدن نقوش و اشكال روي سمنو هستند و معتقدند اگر حضرت زهرا (س) حاجت آنها را داده باشد شكلي شبيه پنجه دست روي سمنو نقش بسته است. در اين هنگام همه اشك شوق مي‌ريزند و خدا را سپاس مي‌گويند. حال ظروف كوچك و بزرگ چيني و ترمه و آبگينه و سفال رديف مي‌شوند تا نذر را تقسيم كنند. در هر ظرفي كه گردو يا بادام افتاده باشد به فال نيك گرفته مي‌شود مردم به نيت تبرك و شفا آنرا ميل مي‌كنند و مقداري از آنرا براي سفره هفت‌سين عيد نوروز نگه مي‌دارند چرا كه تا صبح در كنار اين سمنو دعا و مناجات برپا بوده است.
سمنو علاوه بر اينكه بسيار شيرين و خوشمزه مي‌باشد ماده‌اي مقوي نيز به شمار مي‌رود.

آري نذر هم نذرهاي قديمي‌ها كه نذري علاوه بر تبرك باعث تقويت جسمي و رفع مقداري از منابع معدني بدن بوده اغذيه نذري از قبيل شله‌زرد، نان و پنير و سبزي، آشهاي مختلف، حليم ...... جزء نذري‌هاي خوب محسوب مي‌شود بر خلاف امروزه كه مثلاً مقداري گرد رنگي را با آب و شكر مخلوط كرده و در ظروف يكبار مصرف پلاستيكي ريخته و به اسم شربت پرتقال بين مردم در مراسمهاي مختلف توزيع مي‌كنند.


ب) تفال شب چهارشنبه سوري

بشر از ديرباز هميشه منتظر فردا و روز بعد و سال بعد بوده و مايل بداند در آينده چه سرنوشتي خواهد داشت. براي دسترسي به اطلاعات و به تعبيري ”پيشگويي“ به كارهاي مختلفي دست مي‌زد. از بررسي تغيير و حركت ستارگان آسمان گرفته تا گوش سپردن به صداهاي مختلف و ..... !

- فالگوش يكي از مراسم آخر سال فال ”فالگوش“ است كه بعضي از خانمها در سرشب آخرين چهارشنبه سال به طور شانسي درب يكي دو تا از منازل اطراف رفته و چند دقيقه‌اي به صداهاي داخل آنجا گوش مي‌دهند حال اين صدا مي‌تواند صداي اذان و قرآن يا صداي گريه و سروصداي بچه يا خنده وشوخي و .... باشد. كلاً با هر صداي شنيده شده فال مي‌گيرند مثلاً صداي خنده و شوخي يعني سال آتي هميشه لبخند بر لب خواهند داشت.

- قاشق‌زني رسم ديگر ”قاشق‌زني“ است كه فرد با پوشيدن لباسهاي ناشناس و مندرس به نحوي كه شناخته نشود با بدست گرفتن قاشق و كاسه فلزي به درب منزلي رفته و شروع به زدن قاشق به كاسه مي‌كند صاحبخانه از سر لطف تكه‌اي نبات يا پول خرد يا هر چيز خوشايند ديگري در كاسه اش مي‌اندازد. اما اگر كودك يا فردي ناوارد با قاشق‌زن روبرو شود و به جاي استقبال از او، حرف نامربوط يا برخورد ناشايست كند مي‌گويند سال آينده براي آنها سال خوب يا بدي خواهد بود.

- فال بولوني ايرانيان خوش ذوق و قريحه مردماني هنردوست و هنرپروراند و براي هنر و هنرمند ارزش ويزه‌اي قايل هستند و در اين ميان شعرا جايگاه ويژه اي دارند يكي از شاعراني كه بي شك هر ايراني نامش را شنيده لسان‌الغيب مي‌باشد كه در منزل هر ايراني در كنار كتاب آسماني‌اش يك جلد ديوان حافظ به چشم مي‌خورد و بسياري از پارسي زبانان با كتاب حافظ تفال مي‌زنند و جواب خود را نيز مي‌گيرند. فال گرفتن با شعر حافظ به صورت‌هاي مختلف و در موقعيت هاي مخصوص انجام گرفته و مي‌گيرد.

امضای کاربر :
جامعه دو طبقه دارد:
1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند
2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.
پنجشنبه 24 مرداد 1392 - 21:21
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.