رزرو آنلاین هتلclose
شهر ممنوعه تهران
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
شهر ممنوعه تهران
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیمکان های تفریحی استان تهرانشهر ممنوعه تهران

درود هم میهنان گرامی، با عرض ادب و احترام به اطلاع میرسانیم تلاش اعضای اين انجمن در راستای گسترش ورزش در جامعه و تقویت فرهنگ گردشگری در کشور عزیزمان ایران میباشد و بدينوسيله از تمام منابع، سایت ها، وبلاگ ها، اشخاص حقيقی و حقوقی كه موضوعات و مطالب شان توسط اعضا منتشر میگردد سپاسگذاریم.
تعداد بازدید : 375
نویسنده پیام
shayan آفلاین

مدیران ارشد

ارسال‌ها : 586
عضويت : 23 /9 /1391
محل زندگي : تهران
سن : 20
تشکر ها: 40
تشکر شده : 21
شهر ممنوعه تهران
انگار ۱۱۰هكتار از جنگل های شمال را برداشته و آورده اند در شمالی ترین منطقه پایتخت. درختان زیبا و قدبرافراشته چنار، كاج، نارون و اقاقیا، رودخانه هایی كه بعضی هایشان در دل درختان گم شده اند، چمن هایی كه بوی نمناكش مست و گیج ات می كند، آسمان آبی و پاك و در نهایت، آرامش كامل. البته از همان اول، اینجا به این زیبایی و بزرگی نبوده است. اولین قطعه زمین سعدآباد را رضاخان در سال ۱۳۰۰ از بانو عظمی(دختر ناصرالدین شاه) خریداری كرد و بعد از آن، باغ های سالار جنگ، جلال الدوله، مستوفی، امام جمعه و نصیرالدوله به سعدآباد اضافه شد. در بین این همه زیبایی، كلبه هایی از جنس كاخ خودنمایی می كند كه زیبایی این ناحیه را دوچندان كرده است؛ كاخ هایی باشكوه كه رضا خان برای تمام افراد خانواده اش ساخت و با توجه به اعلامیه ای كه فروزان- شهردار آن موقع تهران- در سال ۱۳۲۰ داد، ۳۵میلیون تومان خرج ساخت این كاخ ها شده است.یكی از قدیمی ترین این كاخ ها، كاخ سبز( شهوند) است كه رضاخان برای خودش ساخت. كاخ سبز در عین كوچكی، فوق العاده زیباست و وقتی وارد تالار آئینه اش شوی، دوست داری تا آخر عمر در آنجا بمانی. وقتی فراز ونشیب های سعد آباد را طی می كنی ،شاید دقیقا فكر نكنی سعدآباد در زمان پهلوی به خلوتی چیزی كه الان می بینی، بود؛ در آن زمان، رجال دولتی در سعدآباد به خدمت رضاشاه می رسیدند و اوامر شاه را در حین قدم زدن، می شنیدند. او نمایندگان مجلس را هم دوشنبه اول هر ماه به حضور می پذیرفت. البته به جای سالن های مجلل، در زیر چادر از نمایندگان پذیرایی می شد چون ساختمان ها هنوز نیمه كاره بودند. در زیر یكی از همین چادرها، مقابل كاخ سبز، یكی از مهم ترین اتفاقات زمان پهلوی افتاد؛ پیمان سعدآباد بین ۴ كشور ایران، تركیه، عراق و افغانستان در ۱۷ تیر ۱۳۱۶ بسته شد و بر اساس این عهدنامه، ۴ كشور حق تعرض به خاك یكدیگر را نداشتند. خلاصه اینكه سعدآباد در زمان قدیم، آدم های زیادی را به چشم دید؛ بر خلاف امروز كه شاید در هفته بیش از ۱۰۰۰ نفر گذرشان به اینجا نیفتد و بیش از نیمی از این تعداد، شامل دانش آموزان می شود. شاید یكی از دلایل خلوتی سعدآباد، یكسان نبودن زمان كاری اش با زمان فراغت شهروندان تهرانی است و شاید هم چندان جذابیتی برای مردم ندارد و اگر هم جذابیتی داشته باشد هزینه بالای بازدید از كاخ باعث می شود كه اكثر مردم رغبتی به بازدید از این كاخ موزه نداشته باشند و عطایش را به لقایش ببخشند!
سعدآباد فقط مكان امور كاری رضاشاه نبود و اولین شاه پهلوی، مهمانی های زیادی هم در این باغ برگزار كرد. اولین مهمانی در اواخر سال ۱۳۰۰ به افتخار دكتر مصدق(وزیر دارایی) و قوام السلطنه(رئیس الوزرای كابینه) برگزار شد. در كتاب «۴۲ سال در دربار رضاشاه» نوشته خسرو معتضد از قول قائم مقام ملك رفیع- ندیم رضاخان- آمده است كه در آن زمان، باغ هیچ گونه امكاناتی نداشت حتی ظروف اولیه و برای برپایی این مهمانی، وسایلی را با وانت از تهران آورده بودند. در همان زمانی كه سعدآباد هیچ گونه امكانات رفاهی نداشت، شغال ها بدون هیچ تشریفاتی دور هم جمع می شدند و با زوزوكردن شان مانع استراحت شاه بودند. برای همین، رضاشاه برای سرشان جایزه ای به مبلغ ۵تومان گذاشت.
كم كم چهره كاخ سبز از نظر محو می شود و رضاخان و خاطراتش، جایشان را به نسل بعدی می دهند. در یكی از روزهای سرد تهران بود كه محمدرضا پهلوی، دست همسر دومش- ثریا- كه تازه از اروپا برگشته بود را گرفت و به سعدآباد برد. ثریا در نهایت حیرت دید كه در محوطه داخلی سعدآباد، یك فرودگاه كوچك ساخته شده است. شاه این فرودگاه را ساخت تا بتواند در موارد اضطراری از سعدآباد به رامسر و از آنجا به خارج از كشور برود. محمدرضا برای حفظ جانش به این فرودگاه بسنده نكرد و ۴ تانك به باغ آورد تا محافظش باشند. بنابراین بهتر بود نام باغ سعدآباد را به پایگاه نظامی سعدآباد تغییر می دادند! اما وقتی چشمت به بركه های زیبای مقابل كاخ سفید(ملت) می افتد و دوباره یاد زیبایی های این بهشت كوچك می افتی، احساس می كنی دادن لقب پایگاه نظامی به این مكان، شاید كمی بی انصافی باشد. اگر پله های كاخ سفید كه بعد از شهریور۱۳۲۰ اهمیتی دوچندان یافت را یكی یكی بالا بروی، وارد راهرویی می شوی كه در دو طرفش اتاق وجود دارد؛ یكی اتاق محافظین و دیگری رختكن مراجعه كنندگان. آن زمان ها، هر كس وارد كاخ می شد، باید بازرسی می شد؛ البته به جز سومین مادرزن شاه. قدم به سرسرای ورودی كه می گذاری، اطرافت تعدادی تالار و اتاق می بینی و در مقابل پله هایی كه به طبقه دوم راه دارد البته بازدیدكنندگان از پله های كناری می توانند به طبقه بالا بروند. قبل از اینكه به سراغ تك تك اتاق ها بروی، یك سری مبل زرد در گوشه ای از سرسرا نظرت را جلب می كند. در بعضی از قسمت هایش زردی، جایش را به سیاهی داده و انگار نه انگار كه این، یكی از وسایل كاخ موزه ملت است. البته بقیه قسمت های كاخ هم تعریف چندانی ندارد و گویا غبار زمان چهره آنها را هم پوشانده است.
از دفتر كار شاه كه اكثر مصاحبه های مطبوعاتی هنگام تابستان در آنجا انجام می شد تا ناهارخوری خصوصی اش كه زمانی میزبانی ژنرال «دوگل»، رئیس جمهور فرانسه را هم بر عهده داشته است، همه شان خاك خورده اند وسایل موجود در اتاق ها هم اندك است و باور اینكه فرح با آن روح فرنگی اش، در آنجا زندگی می كرده است، بسیار سخت است. فرح كه همیشه آرزوی داشتن كاخی مثل ورسای فرانسه را در سر می پروراند، در پنجاهمین سالگرد حكومت پهلوی، سعدآباد را بازسازی كرد و تمام در و پنجره های ارزشمندش را به بهانه كهنه شدن عوض كرد و اشرف از این موقعیت سوء استفاده كرد و تمام آنها را در ژاپن فروخت. طبقه دوم هم حال و روزی بهتر از طبقه اول ندارد. آئینه ای در راهرو این طبقه وجود دارد كه لكه هایش، خود گواه نرسیدن به وسایل كاخ است. البته به اعتقاد صالحی-رئیس كاخ موزه نیاوران- حفظ و مراقبت از كاخ موزه ها بسیار سخت است و برای ترمیم وسایل، باید حتما از همان جنسی كه در ساخت وسیله به كار رفته است، استفاده كرد. اكثر وسایل سعدآباد هم كه محصول خارج است. بنابراین شاید نتوان زیاد روی ترمیم شان حساب باز كرد اما حداقل می توان انتظار داشت كه درست از آنها مراقبت شود.
در طبقه دوم، تالار غذاخوری تشریفاتی، تالار پذیرایی ویژه سفرا، دفتر كار فرح و ... وجود دارد. جلو هر تالار، خلاصه ای از آنچه در تالار است، نوشته شده و چندین نفر به عنوان نگهبان موزه در آنجا حضور دارند كه اطلاعاتی درباره تاریخ كاخ ندارند یا اگر هم دارند، خود را ملزم به ارائه این اطلاعات نمی دانند. ای كاش در اینجا هم مانند كاخ موزه ورسای از دستگاه های كوچكی مشابه موبایل به نام voicer استفاده می شد. در آنجا، این دستگاه با قیمت های مناسب به توریست ها كرایه داده می شود و حاوی اطلاعات ضبط شده در رابطه با هر یك از آثار موزه است و با واردكردن كد های مخصوص هر اثر تاریخی، توضیحات پیش تر ضبط شده ای برای بازدیدكنندگان ارائه می شود. از این كه بگذریم، وجود بروشور هایی دو زبانه و راهنما های خوش برخورد و مسلط به زبان های خارجی، حداقل شرایط لازم برای پذیرایی آبرومندانه از مهمانان خارجی و جذب تعداد بیشتر آنهاست.
جلو سفره خانه طبقه دوم نوشته شده آخرین مهمانی كه در این محل از او پذیرایی شده، جیمی كارتر بوده است اما معتضد، نظر دیگری دارد. او می گوید كه از كارتر در نیاوران پذیرایی شد و نه در سعدآباد. یعنی در سعدآباد، تاریخ تحریف شده است؟!
قرار بود یك روز شاد در سعدآباد رقم بخورد اما دیدن بعضی از چیز ها دمار از روزگارت در می آورد و تازه پی می بری حرف صالحی چقدر درست بوده است. او می گفت كه كاخ موزه در كشور ما، یك چیز درجه دو محسوب می شود و هیچ وقت تلاش نشده است كه بومی اش كنیم؛ یك نمونه وارداتی كه به چشم غریبه به آن نگاه می كنیم و با آن ارتباط نمی گیریم. شاید برای همین است كه سعدآباد در شمال تهران بین انبوهی از خانه ها گم شده است و كاخ موزه گلستان در میدان ارگ پشت ساختمان های اداری، پنهان.

امضای کاربر :
جامعه دو طبقه دارد:
1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند
2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.
پنجشنبه 07 شهریور 1392 - 21:53
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.