رزرو آنلاین هتلclose
بند بستن آب كوهرنگ(حفركانال كوهرنگ)به اقدام ميرجهانگيرخان بختياری
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
بند بستن آب كوهرنگ(حفركانال كوهرنگ)به اقدام ميرجهانگيرخان بختياری
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیدیگر اطلاعات استان چهارمحال و بختیاریبند بستن آب كوهرنگ(حفركانال كوهرنگ)به اقدام ميرجهانگيرخان بختياری

درود هم میهنان گرامی، با عرض ادب و احترام به اطلاع میرسانیم تلاش اعضای اين انجمن در راستای گسترش ورزش در جامعه و تقویت فرهنگ گردشگری در کشور عزیزمان ایران میباشد و بدينوسيله از تمام منابع، سایت ها، وبلاگ ها، اشخاص حقيقی و حقوقی كه موضوعات و مطالب شان توسط اعضا منتشر میگردد سپاسگذاریم.
تعداد بازدید : 567
نویسنده پیام
shayan آفلاین

مدیران ارشد

ارسال‌ها : 586
عضويت : 23 /9 /1391
محل زندگي : تهران
سن : 20
تشکر ها: 40
تشکر شده : 21
بند بستن آب كوهرنگ(حفركانال كوهرنگ)به اقدام ميرجهانگيرخان بختياری
در سال 1029 هجري قمري/1620م شاه عباس اول ميرجهانگيرخان بهرامسری بختياري فرزند میر تاجمیرخان بهرامسری آسترکی، كه رياست تامه بختياري را داشت سركاربند بستن آب كوهرنگ فرمود تا با حفر كانالي آب كارون را به زاينده رود ملحق كند و تحويلات جهت اخراجات و ترتيب مصالح به ايشان دادند كه در اين سال مصالح سرانجام نموده و سال آينده شروع در بند بستن نمايد و بنايان و سنگتراشان از اطراف و جوانب سر براه فرموده ، حكم شده كه عموم مردم فارس و صفاهان و الوار آنحدود در حفر نهر كوه مذكور كار كنند و اجرت واقعي ستانند. در سال 1030ه / 1621 شاه عباس محض تشويق امراء و سرداران كه به اين خدمت مأمور بودند به نفس خود به طرف چشمه كورنگ شتافت تا به رأي العين مشاهده فرمايد، پس از آن كه موكب همايوني بدان سرزمين رسيد هر يك از امراء را به مراحم شاهانه خرسند فرمود و در اجراي مقصود تأكيدات بليغه نمود.
شاه عباس دوم نيز به چشمه زاينده رود مسافرت نمود ولي توجهي به الحاق آب كرن (كوهرنگ ) به زاينده رود نداشته ، چنانچه در صفحه 207 تاريخ عباسنامه تأليف محمد طاهر وحيد قزويني به سال 1110 – 1115 هجري مي نويسد: شاه عباس دوم از سميرم متوجه ييلاق گندمان و سرچشمه زاينده رود و محمود كر ( كارون ) كه در خوشي آب و هوا جنت و كوثر است ، گرديدند و عيد روزه را در قريه گندمان و سپس به خرمي و خوشدلي روانه سرچشمه گشتند و مدتي در سرچشمه زاينده رود اقامت فرموده ، در باغ و صفه و درياچه هائي كه خليل خان بختياري آستركي به معماري تصرف طبيعت سرانجام نموده بود، مجلس آراستند و بعد از رجوع براي دارالسطنه اصفهان ،امر فرمودند كه خليل خان نيز همراه ايشان شوند و به ازاء حسن خدمت الكلاء خوانسار به تيول ايالتي خليل خان اضافه شد و تا محمديه در ركاب ظفر انتساب بوده و از منزل مذبور به خلعت هاي فاخره سرافزاري يافته و روانه الكاء خونسار گرديد. خلیل خان بهرامسری آسترکی فرزند میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی پس از مرگ پدر فرمانروای کل بختیاری گردید.
سد كاركنان
قلـــم آورم بر ســـر داستــــان بگويم سخــن از ســـد كاركنان
ســـد كوهرنگ ، نام آن كاركنان نماينده اش بد جهانگيــــر خان
جهانگير خـــان بودآستــــركي به او شاه عباس داد نمايندگــــي
بـَـرَد آب كوهرنگ سوي اصفهان نماينده اش بود جهانگيـــرخــان
كوهـــي را شكافيد آن نامـــدار كنـــد اصفهــــان راهمي لاله زار
كه بعد از هزار ، هم بيست و نـه به دستـــور شاه، شكافيـــــد كه
ولي سالها كار كردند بـــر آن كه قـوت بر آن شاه نمانــد آنچنان
بسي كوه خارا شكافـــيد ز هـم نيايـــد كه گفتـــــار او در قلـــم
كه بهرامـي از نوه آن مـــرد راد به سد قديـــم او قدم بر نهــــــاد
گرفت عكس‌و رفت به بالاي كوه كه كوهــــي شكافيد در ديــــد او
چو بهرامـــي هم ديـد آثار شاه جهان را تمامــي بديد زيـــــــر پا
چو كانال ديد در دل كوهســــار به اجـــداد خود كـــرد بسي افتخار
چو بهرامـــي هم ديد آن كوه عظيم كه اجـــداد او كــرده بودش دو نيم
هزار متر عرض و هزار متر شيب تماشاگـــران هم بماننــد عــجيب
سال هـــزار و سيصــد و هشتاد كه بهرامي گذارش بر ، سدافتاد فتاد نوشتم من، اين شعر را مختصري كه « طهماس » نام و لقب قنبري

امضای کاربر :
جامعه دو طبقه دارد:
1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند
2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.
جمعه 15 شهریور 1392 - 21:15
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.