رزرو آنلاین هتلclose
شهرستان لالی(شهرستان بختیاری)
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
شهرستان لالی(شهرستان بختیاری)
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیدیگر اطلاعات استان خوزستانشهرستان لالی(شهرستان بختیاری)

درود هم میهنان گرامی، با عرض ادب و احترام به اطلاع میرسانیم تلاش اعضای اين انجمن در راستای گسترش ورزش در جامعه و تقویت فرهنگ گردشگری در کشور عزیزمان ایران میباشد و بدينوسيله از تمام منابع، سایت ها، وبلاگ ها، اشخاص حقيقی و حقوقی كه موضوعات و مطالب شان توسط اعضا منتشر میگردد سپاسگذاریم.
تعداد بازدید : 317
نویسنده پیام
shayan آفلاین

مدیران ارشد

ارسال‌ها : 586
عضويت : 23 /9 /1391
محل زندگي : تهران
سن : 20
تشکر ها: 40
تشکر شده : 21
شهرستان لالی(شهرستان بختیاری)
شهرستان لالی ( که من بهرامی آسترکی نام آن را شهرستان بختیاری می نامم)
در آغاز سخن باید به این مطلب اشاره نمایم که بحث از تاریخ لالی بدون توجه به مسجدسلیمان و اندیکا امکان پذیر نیست . چون این سه شهرستان( مسجدسلیمان، لالی ، اندیکا) به اضافه بخش سردشت و شهیون که اینک جزو دزفول است و همین طور هفتکل و نفت سفید از زمان باستان یکی بوده اند و ساتراپی از سرزمین آنزان (آنشان ) یعنی ایذه کنونی به شمار می رفته اند. در طول تاریخ گاهی یکی از آنها زیر مجموعه دیگری بوده است. این سرزمین همچون دیگر نقاط ایران پهناور و بزرگ دارای پیشینه ای کهن است. چون کارون که در این سرزمین روان است یکی از مراکز نخستین تمدن های بشری به شمار می رود.تلاش اندک و با ارزش باستان شناسان اروپایی و اشیاء کشف شده در جای جای سرزمین بختیاری ، نشانگر هویت باستانی و کهن این سرزمین است. کهن ترین مکان تاریخی که آثار و بقایایی از زندگی انسان نخستین در آن پیدا شد، غار امبار اسپید یا انبار سپید معروف به غار پبده در کوههای مرکزی بختیاری واقع در بخش هتی شهرستان لالی کنونی می باشد. در سال 1949 میلادی برابر با 1327خورشیدی پروفسور گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی به کاوش در این غار پرداخت. این پزوهشگر عمر غار را نزدیک به ده تا پانزده هزار سال پیش از میلاد مسیح و متعلق به دوره خشکی که هنوز ادامه دارد ،برآورد نمود و اشیایی را مربوط به انسان غار در این مکان کشف نمود. بر اساس یافته های نگارنده در زمان ایلام متقدم( ایلام به سه دوره تقسیم می شود: ( متقدم، میانه و ایلام نو) نام این سرزمین (مسجدسلیمان، لالی و اندیکا و سردشت) «هوهنور» بوده که دروازه « آنزان» یا ایزه بوده است.
نخستين سند تاريخی كه به آنشان اشاره می كند، متنی از منيشتوسو پسر و جانشين سارگن اكدی بين سال هاي ( 2279 ـ2334 پ.م.) مي باشد. در اين متن منيشتوسو از انقياد دوباره انشان پس از آن كه فرمانروای انشان بر سارگن شورش نمود، سخن می گويد. در اين كتيبه همچنين نوشته شده است كه در زمان حكومت « لوه ـ ايشن » در ايلام نايب السلطنه ای به نام « سَنَم ـ سيموت » و فرمانداري به نام «زينَ» در«هوهنور» وجود داشته اند. « هوهنور» بعد ها به كليد «انشان» معروف شد. به گمان من«‌هوهنور»، پارسوماش ( مسجدسليمان بختياري ) می باشد. چونكه هخامنشيان از اينجا بر آنشان(انزان) یا ایذه دست يافتند. آقا ی دكتر يوسف مجيد زاده می نويسد:« كتيبه ای بر بدنه پيكره ای از سنگ آهك متعلق به كوتيرـ اين ـ شوشيناك، جنگ های وی را نشان می دهد و فهرستی متشكل از هفتاد محل را نام می برد كه ساكنانش همه به يك اشاره به پای او افتاده اند. شمار اندكي از محل هاي مذكور در كتيبه شناخته شده اند: مانند گوتو كه همان سرزمين گوتي هابوده است. اشاره ی ديگر به سرزمين « هوهنور » در منطقه ی كوهاي بختياری است.»
همانطوریکه باستان شناسان اثبات کرده اند ایلام شامل ایلام دشت (خوزی) به مرکزیت شوش و دورانتاش(چغازنبیل) که مرکز اصلی کشور بوده است، آنزان یا آنشان که شامل بختیاری و کهگیلویه تا اصفهان و فارس بوده و مرکز آن شهر ایذه کنونی بوده است، سیماشکی یا خرم آباد کنونی، لیان بوشهر، بوده است. در زمان ایلام نو یکی از تیره های آنزانی(بختیاری) بنام تیره اَماردی بر آنزان یا بختیاری کنونی حکومت می کردند که نام دو تن از شاهان آن یعنی هانی (هنی) و پسرش تاهیهی اماردی در کتیبه های اشکفت سلمان و کول فره ایذه برای ما شناخته شده است.
هوتم شیندلر آلمانی می نویسد:« نقش ها و خطوط و نامه های خطوط میخی در مال امیر{ایذه} پیشینه آنها را به سده 12 و 13پیش از میلاد بر آورد نموده و آن ها را یادگار سلاطین ایرانی انزن می داند..» بنابر یکی از این کتیبه ها، نام لالی در دوره ایلام نو « خَدی» بوده است. در کتیبه اشکفت سلمان (تاریشا) که توسط پروفسور سِیس ترجمه شد، شاه تاهیهی پسر هنی به منطقه «خَدی» اشاره می کند که اینک جزو شهرستان لالی می باشد. وی می گوید: « نام پادشان هم نام « آن دکری» پسر « سِترُکت » نقر کرده بود . تمام اسامی و دیوارها به آن ها وقف نمودم. بَلَدِ « خدی» که مسکن آن هاست، تعمیر نمودم.....»
بی گمان بلد «خدی» نام همین روستای « باخدا یا بابا خدا »( بنه آفاضل آسترکی) است که در گویش بختیاری به شکل « بوخدا» تلفظ می شود و جزو بخش هتی شهرستان لالی در 22 کیلومتری شمال غربی شهر لالی قرار دارد و سکونتگاه کنونی تیره بهرامسری آسترکی می باشد. در این ناحیه پرستشگاهی باستانی وجود دارد که به نام «با خدا» نامور است. شایسته به بیان است که دیاکونوف نویسنده تاریخ ماد می گوید: « باخدی» لقب پادشاهان ایلام نیز بوده است مانند باخدی ناخونته. به هر روی «خدی یا باخدی» نام شهرستان لالی کنونی در زمان ایلام نو بوده است.
با به قدرت رسیدن خانواده هخامنش در بختیاری، نام منطقه به پارسوماش( مسجدسلیمان، لالی اندیکا، سردشت و هفتکل) تغییر یافت. در دوره اشکانیان آساک نام گرفت و اما در دوره ساسانیان ، لالی به نام آسترآباد اردشیر (آسترآباد یا آسترکی آباد) نامدار بوده است و مسجدسلیمان به نام وهشت هرمز بوده است . پس از غلبه تازیان بر ایران بخاطر جلوگیری از تخریب آتشکده جاویدان در مرکز پارسوماش، نیاکان خردمند ما ، به اعراب تازه مسلمان القا نمودند که این سازه متعلق به سلیمان پادشاه یهود می باشد و از آن زمان کل منطقه به نام مسجدسلیمان نامیده شد. در زمان صفویه، شهرستان لالی کنونی به نام بنه وار خلیل خان یا بنه وار آسترکی که همان نام آسترآباد اردشیر در دوره ساسانیان است تغییر یافت. با به قدرت رسیدن سه تن از خوانین و ایلخانان بزرگ بختیاری یعنی تاجمیرخان بهرامسری آسترکی و پسرش میرجهانگیرخان و نوه اش خلیل خان بر شکوه و عظمت منطقه افزوده شد. شهر تاریخی بنه وار آسترکی توسط تاجمیرخان آسترکی که از سال 924 تا 974 حاکم کل سرزمین بختیاری بود به عنوان مرکز حکومت بختیاری برگزیده شد. از دودمان ميرجهانگير خان بهرامسری آستركی بختياری ، آثار و ابنيه تاريخی معظمی در نقاط مختلف بختياری بجا مانده است كه از آن جمله خرابه های سردشت نزديك دزفول و بُنه وار در منطقه گرمسير و همچنين در ديمه و چغاخور در سردسير می باشد.آثار و جامانده های تاريخی از اين دودمان در نقاط گرمسيری بختياری ، گواه بارزی بر شوكت و جلال زياد آنها بوده است.
آثار و ابنيه بُنه وار از شكوه و عظمت خاصی برخوردار بوده و چنانكه از پس مانده های آن، استنتاج می شود. بسيار بزرگ و وسيع بوده زيرا در اين محل علاوه بر حاكم و رئيس كل، ساير رؤسا و كلانتران و بزرگان ايل در جوار مقر حكمروايی خان، داراي ساختمانها و منازل متعددي بوده اند و هم اكنون نيز پاره ای از آن آثار كه بيشتر به قصر اصلی خان بزرگ ( يكی از خوانين آستركی ) بوده به چشم می خورد كه قسمتهای مختلفه آن از قبيل نقارخانه، دفتر خانه ، فراش خانه و حمامهای بزرگ ( دليل بر وجود تمدن آنهاست ) مشهود است. ضمناً در محل مزبور ميدانی بوده كه سواران و رزم آوران بختياری در آنجا به چوگان بازی و سواركاری می پرداخته اند.
شواهد و قرائن نشان می دهد كه بنه وار از هزاران سال پيش سكونتگاه گرمسيری طايفه آستركی بوده است.بطوريكه نقشة جغرافيایی دوره ساسانيان ( نقشه شماره 1700، دوره نقشه های تاريخی سحاب ) نشان می دهد نام آن در زمان ساسانيان ( آسترآباد اردشير ) بوده كه دركناره های كارون به ثبت رسيده است. هر چند آثار تمدنی آن به دوری باستان بر می گردد اما بين سالهای 924 ه ق تا 1203 ه ق در زمان اوج قدرت سه تن از خوانين بزرگ بختياری، مركز حكومت بختياری قرار گرفت. ابنيه و ساختمانهای فراوانی در عهد سه تن از خوانين بزرگ بختياری ـ از جمله تاجميرخان بهرامسری آستركی و پسرش مير جهانگيرخان و خصوصاً نوه اش خليل خان آستركی در بنه وار و اطراف آن ساخته شد. از اين جهت به آن بنه وار« خليل خان » نيز می گويند. از آنجائيكه مركز حكومت بختياری هفت لنگ و چهارلنگ نيز بوده به بنه وار« هفت و چهار» نيز شهرت دارد. علامه دهخدا در لغتنامه از آن به نام بنه وار « هفت لنگ » نام برده است.
علاوه بر آثار يك شهر بزرگ ديوانی كه توصيف شد، سنگ نوشته بزرگی در روی يك تپه در باختر بنه وار وجود دارد كه به دستور ميرجهانگيرخان بهرامسری آستركی در سال 984هق حكاكی شده است. میرجهانگیرخان پس از مرگ پدر از سال 974 تا سال 1037 حاکم کل بختیاری بوده است. و پس از او فرزندش میرخلیل خان که به خاطر خدمات زیادی که انجام داده به خلیل خان بزرگ شهرت دارد ، جانشین پدر شد. بر روی این کتیبه پس از ستایش خداوند و پیامبر و امامان ، از میرجهانگیرخان فرزند تاجمیرخان بختیاری به عنوان سلطان بلاد بختیاری یاد شده است همچنين بر روی رودخانه « تلوك» كه از كنار بنه وار می گذرد به دستور و همت خليل خان بهرامسری آستركی، سدی احداث شد و كانالی به سوی شهر كشيده شده است كه هم اكنون آثار آن پابرجاست. يكی ديگر از نقاط ديدنی بنه وار، چشمه ای است كه به نام چشمه« بی بی ترخون» همسر مرحوم خليل خان بهرامسری آسترکی معروف است. ايشان يكی از زنان نامدار بختياری در زمان صفويه بوده است.
منطقه ای كه اكنون به نام شهرستان لالی نامبرداراست، در زمانهای پيش بنام بنه وار آستركی و يا آسترآباد اردشير معروف بوده است، اما به مرور زمان تحليل رفته و مناطق مجزايی از آن جدا شده است. شهر تاريخی بنه وار آستركی در دامان كوه « گريوه » در30 كيلومتری شرق لالی كنونی و 85 كيلومتری شمال شرقی مسجدسليمان واقع گرديده است و از ابتدای صفويه تا پايان زنديه مركز حكومت بختياری بوده كه حاكمين و فرمانروايان آنها خوانين آستركی بوده اند تا اينكه در زمان آغامحمدخان قاجار با شكست ابدالخان آستركی نوه خليل خان و شكست طايفه آستركی اين شهر را از دست دادند و هم اكنون گروهی از طايفة بامدی(بابا احمدی) در آنجا ساكن هستند. مجموعه کامل تصاویر و تحقیق جامع در باره بنه وار خلیل خان آسترکی نخستین بار توسط نگارنده در کتاب بنه وار من ایل من در سال 1382 خورشیدی به چاپ رسید.
اميرشرف خان بدليسی مؤلف شرفنامه بدليسی ( تأليف 1005 ه ق برابر با 1596م) می نويسد:« شاه تهماسب جهت تحصيل تقبلات لَربزرگ كه مشهورند به بختياری سرداری الوسات ( طوايف بختياری) را به تاج امير استركی كه عمدة عشاير آن قوم بود تفويض كرده بود كه هر سال مبلغ خطير بر وجه تقبل بديوان او می داده باشد و تاجمير در اداء آن مبلغ عاجزآمده بدين سبب بدست شاه تهماسب به قتل رسيد. بعداز قتل او شاه تهماسب پيشوايی آن قوم را به ميرجهانگير بختياری كه او نيز ازجمله متعينان آن الوس ( طايفه آستركی ) است ارزانی داشت كه هر سال موازی ده هزار قاطر تسليم عمال و نواب ديوان او نمايد و همچنان در اخذ مال و جهات بعضی ولايت خوزستان كه در تصرف اعراب مشعشع بود به جانب دزفول و شوشتر روانه شد.»
ملا جلال الدين محمد منجم يزدی در روزنامه ملا جلال يا تاريخ عباسی می نويسد: « از شنيدن خبركشته شدن امان الله حاكم كرمان و واگذاری آن به برادر زاده وی محمد ولد جلال، از استماع اين عطيه ميرتاج مير ولد رئیس بوبك شاه ( بابك شاه ) و ميرعزيز ولد بهرام بختیاری از در اطاعت در آمدند و پيشكش ها كشيدند و رياست جا و مقام خود را از شاه صفوی خواستند. دستور به جهت ايشان احكام نوشتند و رياست جا و مقام آن قوم به ايشان دادند و داروغه و تحصيلدار به قرار مذكور به ايشان دادند. »
مؤلف عالم آراي عباسی می نويسد: « امير تاج مير ( تاجمير ) بختياری كه اباعن جد ( پدر در پدر )، ميرو ميرزاده الوار بختياری بود و تاكنون با هيچ كس رام نشده بود از وفور عقيدت و اخلاص به درگاه شاه صفوی شرفياب شد و پيشكشهای لايق گذرانيده و به عذر تقصيرات ايام گذشته متقبل خدمات كلی گشته و به خلعت های فاخره معزز و ممتاز گرديد.
پس از انقراض اتابکان ، دوشاخه از امرای آسترکی در بنه وار(لالی) حکومت نمودند. از جمله : میربهرام( بامسیر یا بهرامسری) ، میرعزیز ،میربختیار، میربابک شاه، میر تاجمیرخان، میرجهانگیرخان، میرخلیل خان، علی مراد خان، آقاسی خان ،یوسف خان ، علی صالح خان، ابوالفتح خان ،ابدال خان، آحسام.
میر شهرام(شامسیر یا شهرامسری)،میرشاه محمود،میرشاه منصور، امیرشاه حسین ، ابراهیم خان، امیرشاه منصورخان، امیرقاسم خان، ابوالفتح خان، احمدخان، حسین خان و رمضان خان.
شهرستان لالی کنونی به اضافه بخش سردشت و شهیون از روزگار باستان سکونتگاه دو ایل دورکی و بهداروند هفت لنگ بختیاری بوده است . با ترسیم یک خط فرضی از شرق به غرب این شهرستان تازه تأسیس همواره بخش شمالی آن از ایل دورکی و بخش جنوبی آن از ایل بهداروند بوده است . منطقه دورک در 50کیلومتری شمال لالی که جزو بخش سردشت می باشد دلیلی بر سکونتگاه ایل دورکی است و بخش زیادی از دامنه های شمالی لالی تا زمان قاجاریه متعلق به طایفه آسترکی دورکی بوده است که هنوز بسیاری از آنها بنام تیره های آسترکی وجود دارند از جمله : بنه میر ( میر لقب بسیاری از بزرگان آسترکی بوده است) ، بنه وار خلیل خان بهرامسری، جاستون شه بامسیری(بهرامسری)، قلعه صلواتی خلیل خان آسترکی، چال خراجی ، کول پاپا،، سیکوند(جیسوند)، بنه وار گائیوند، آسترکی راه، ملک خضر آسترکی،( بهرامسری، خراج، جیسوند، پاپا، گائیوند تیره های طایفه آسترکی هستند)
در بخش جنوبی نیز قلعه مش مرداسی ، قلعه چنگایی ، کیارس، متعلق به ایل بهداروند بوده اند .( مش مرداسی ، چنگایی، و کیارسی از طوایف بهداروند هستند)
با شکست ابدالخان بهرامسری آسترکی از نوادگان میرتاجمیرخان ومیر خلیل خان از آقامحمدخان قاجار، امرای طایفه زراسوند دورکی به قدرت رسیدند . در دوره قاجاریه تغییر و تحول بزرگی در سکونتگاه طوایف بختیاری بوجود آمد و طایفه زراسوند نیز از دورک و دز شهی به سوی اندیکا و گلگیر مسجدسلیمان نقل مکان نمودند و حسین قلی خان زراسوند قلعه زراس را در اندیکا ساخت و آن را مرکز حکومت خود قرار داد و در جنگی که میان هفت و چهار در زمان حسین قلی خان صورت گرفت ، طوایف چهارلنگ که مالک اندیکا بودند به سوی سردشت که سکونتگاه ایل دورکی بود ،رانده شدند و بیشتر دورکی ها در اندیکا مستقر گردیدند. و طایفه اسیوند دورکی نیز در دشت لالی مستقرشدند. آثار سکونت یکجا نشینی در محل کنونی شهر لالی از زمانها بسیار دور به خاطر نداشتن آب آشامیدنی وجود نداشته اما در بنه میر ،تتر ، خواجه آباد سفلی آثاری به چشم می خورد چون دارا ی چشمه بوده اند. اما زندگی به سبک مدرن درمرکز شهر لالی کنونی از زمانی آغاز شد که پای کارکنان شرکت نفت دارسی برای یافتن چاهای نفت بیشتر به لالی وارد شد. آنها در دو نقطه از دشت بنگله هایی را برای اسکان کارکنان خود احداث نمودند. و شرو ع به اکتشاف نمودند و چندین حلقه چاه نیز حفر نمودند و بسیاری از آنها را پلمپ نمودند. و این سرآغاز زندگی یکجانشینی در دشت لالی شد. در زمان رضاشاه که قانون تخت قاپو یا همان اسکان عشایر را به اجرا گذاشت بسیاری از طوایف اسیوند و بهداروند با اجبار اسکان پیدا نمودند و آب آشامیدنی آنها از طریق شرکت نفت با تانکر های آبکشی تأمین می شد و حتا تا اوایل دهه 1360 که خود شاهد بودم این کار از طریق سازمان آب انجام می گرفت. انگلیسی ها به این دشت Lali Plain به معنی دشت لالی می گفتند و در بسیاری از اسناد آن دوره که چندتا از آن ها نزد من هست ، بختیاری ها نیز هنگام مکاتبه با ادارات ، دقیقا از ترجمه عبارت انگلیسی « لالی دشت» استفاده می نمودند. اما متأسفانه طایفه آسترکی که در حدود 15 کیلومتری لالی بودند، اسکان پیدا نکردند و حتا تش محمدرضاوند بهرامسری که تا آن زمان در روستای طاقای چهابیشه سکونت داشتند به خاطر دهن کجی به دولت ، طاقها را خراب کردند و سیاه چادر برپاکردند،آثارو ویرانه های طاق پدر بزرگ من هنوز باقی است و همین امر باعث عقب ماندگی طایفه آسترکی از کاروان تمدن و بیشرفت نسبت به سایر طوایف بختیاری گردید و پس از انقلاب نیز به خاطر جنگی که در میان طایفه صورت گرفت ، به سوی شهرهای دزفول و شوشتر وحتا شوش در خوزستان و الیگودرز و یزدانشهر و جوی آبادخمینی شهر پراکنده شدند.
هم اینک شهرستان لالی سکونت گاه ایل دورکی ( طایفه اسیوند، طایفه آسترکی، طایفه بابا احمدی)، ایل بهداروند( طایفه مش مرداسی، بلیوند، چنگایی، آل جمالی، علاء الدین وند) و ایل بابادی می باشد. در زمان پهلوی ، لالی و اندیکا یک بخشداری داشتند بنام بخشداری قلعه زراس اندیکا و لالی. در دهه 1360 لالی به یکی از بخش های شهرستان مسجدسلیمان تبدیل شد تا اینکه سرانجام در سال 1382 خورشیدی با نام شهرستان لالی از مسجدسلیمان جدا گردید و بجز در حوزه انتخابیه نماینده مجلس ، دارای ادارات مستقل می باشد که از مرکزاستان دستور می گیرند. من بهرامی آسترکی می گویم: ای کاش مسئولین امر تلاش می کردند تا نام آن، شهرستان بختیاری نامگذاری می شد چون 99درصد جمعیت آن بختیاری هستند .
موقعیت جغرافیایی: این شهرستان از جنوب به شهرستان مسجدسلیمان، از خاور به شهرستان اندیکا، از جنوب غربی به گتوند، از شمال خاوری به شهرستان کوهرنگ و فریدونشهر، از شمال به شهرستان الیگودرز، از غرب به بخش سردشت شهرستان دزفول محدود می شود. مساحت آن حدود 1400کیلومتر مربع است . دارای زمستانهای نسبتا سرد و تابستان های گرم و بهاری بسیار دلپذیر و زیبا می باشد . میزان بارندگی سالانه حدود 500میلیمتر است. ارتفاع آن از سطح دریا نزدیک 493 متر است . شهرستان دارا سه بخش مرکزی ، سادات و هتی می باشد. رودها: 1- رود کارون نماد دریا دلی بختیاری که از شرق لالی به سوی جنوب لالی در جریان است ودر گویش بختیاری به « اَو رو» یعنی آب رود کارون شهرت دارد و در فاصله 6کیلومتری شهر روان است و شهر در بالاتر از رودخان قرار گرفته است از این روی نمی شود از آب آن برای کشاورزی استفاده نمود. 2- رود شور یا( اَو سور) که از شمال غربی لالی از کوه سالند و هفت تنان سرچشمه می گیرد و در نزدیکی مرز جغرافیایی شهرستان لالی در منطقه کنارشه آسترکی با یک تپه نمکی برخورد می کند و آب آن شور می شود و پس از گذر از پیچ و خم هایی در درون شهرستان با دور زدن شهر لالی با گذر از دو کیلومتری شهرلالی در منطقه چُلی به رود کارون می ریزد. 3- رود زیبا رود(زیوه رو) که رودخانه ای بهاری می باشد و ان نیز در جنوب لالی در مسیر لالی به گتوند و شوشتر جاری است و در زمان میرخلیل خان بهرامسری آسترکی پلی بر روی آن ساخته شد که هنوز آثار آن پابرجاست. 4- رود کوچک کول سیر( کول بهرامسری) یا کول سی که از ارتفاعات کوه دیگوله و شاه نشین در منطقه آسترکی و چهاربری در شمال لالی سرچشمه می گیرد و واز کنار چم روستای باخدا ( بنه آفاضل آسترکی ) می گذرد و به رودخانه شور می ریزد. 5- رود تراز که از ارتفاعات کوه لارزندا و کوه « آسترکی راه» سرچشمه می گیرد و به رودخانه شور می پیوندد. در دهه 1380 با لوله کشی بخشی از آب این رودخانه آب شهر لالی را تدمین نموده اند. 6_ رود جیسوند یا سیکوند که از کوه آسترکی راه و چی اوزه سرچشمه می گیرد و به رود شور می ریزد. کوه ها: کوه سِتِرون، کوه شیر ، کوه آسترکی راه ، کوه دیگوله ، کوه گریوه، کوه بردگژدم، کوه سرحد در آرپناه، کوه کی نه، رگ شهباز گیاهان و میوه ها : بلوط، کلخنگ، بادام وحشی، توت وحشی، مورت، کنار، گز، جاز، بن، انار و انگور وحشی ، وجه تسمیه لالی: لالی واژه ای ایرانی باستانی است . به باور نگارنده ( علی بهرامی آسترکی) ، این واژه به معنای آروس(عروس) است و دلیل آن نیز این است که زنان بختیاری هنگام برگزاری جشن های عروسی ، اشعاری آهنگین و شورانگیز و زیبا را در وصف داماد و عروس به صورت گروهی می خوانندکه به آن ها « دوا لالی» گفته می شود. ترکیب « دوا لالی» از دو بخش « دُوا » که در زبان بختیاری یعنی داماد و « لالی» که در زبان بختیاری یعنی عروس ساخته شده است. و روی هم به معنای سرودهای آهنگین که در وصف زیبایی ها عروس و دلاوری های داماد گفته می شو . به سخن دیگر کلمه «لالی» نامی دخترانه نیز هست که برای نامگذاری دخترا ن بختیاری استفاده می شود که در همه طوایف بختیاری این نامگذاری دیده شده است . مانند لالیجان یا لالی جون.
از سوی دیگر واژه اروس که واژه ای اوستایی می باشد ودر زبان بختیاری نیز به همان شکل اروس ادا می شود و پس از ورود به زبان عربی به شکل عروس در آمده است ، نیز به معنای زیبا و قشنگ است. چون در بهاران این دشت بسیار زیبا و دلپذیر بوده به لای یعنی عروس نامگذاری شده است.
وجه تسمیه بُنه وارخلیل خان : بُنه وار از دو بخش « بُنه » به معنی اسباب و اثاثیه یا بار وبنه و «وار » به معنی جایگاه که شکل دیگر آن وارگه است . وار معنایی دیگر نیز دارد و آن به معنی بار عام یعنی روزی که حاکم فرمان دیدار و ملاقات عمومی را با اتباع تحت فرمان خود را می دهد. پس به طورکلی بنه وار یکی به معنای جایگاه و سکونتگاه است و دیگری به معنی محل و مرکز بارعام یا ملاقات شهروندان با حاکمین وقت از جمله خلیل خان بهرامسری آسترکی بوده است . از این روبی به بنه وار خلیل خان نامبر دار است. آثارباستانی و تاریخی و گردشگری لالی: چکیده ای از آثار تایخی شهرستان لالی یا ( بنه وار خلیل خان آسترکی): قلعه چنگایی بهداروند، قلعه مش مرداسی بهداروند، تپه باستانی تَتَر در روستای ططرآباد طایفه گاودش اسیوند، قلعه صلواتی خلیل خان بهرامسری آسترکی دورکی، کاخ شاهی خلیل خان بهرامسری آسترکی درشهر بنه وار خلیل خان، کاخ یا عمارت تاریخی میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی ( یا کاخ دیوانخانه یا بارعام) شهر در بنه وار خلیل خان ، میدان چوگان بازی در بنه وار، سنگرهای دژبانی و دیدبانی در بنه وار، حمام و ساختمانهای مسکونی که دارای امکانات رفاهی از جمله حمام، شومینه و پذیرایی یا لامردون ، پل زیوه رو ،(زیبارود) خلیل خان آسترکی، پل آب شور در کنار پل فلزی جدید از دشت لالی به بنه وار خلیل خان ساخته شده توسط خلیل خان، پل تاریخی دیگری بر رود شور در مسیر تراز به تنگ هتی که پل جدید هتی در کنار آن ساخته شده است، آرامگاه خضر آسترکی در بخش هتی، قله اره تی یا اردشیر بنام جد ششم خلیل خان آسترکی در تنگ هتی ، چهار طاقی تمبل و رنگرزی یادگار چهاطاقی های دوران ساسانیان، بنه میر در 8 کیلومتری شمال غربی لالی که آثار آن مربوط به دوران صفویه که حاکمین بختیاری و لالی خوانین آسترکی بوده اند ( بیشتر خوانین آسترکی به لقب میر نامبردار بوده اند و چه بسا نام این مکان از نام آنها گرفته شده است و متأسفانه کتیبه ای در این مکان وجود داشته که بعدها آن را دشمنان میراث فرهنگی نابود کرده اند ولی زمانی خودم از یک نفر از تیره شهماروند اسیوند که در حال حاضر مالک بنه میر هستند شنیدم که قباله بنه میر که در دست آنهاست تاجمیرخان آسترکی آن را امضا و فروخته است،)، قلعه میدان در بخش هتی ، قلعه چیتی، جاستون شه بابک شاه بهرامسری یا بامسیری( تا دو دهه پیش این نام در نقشه جغرافیایی مسجدسلیمان درج شده بود) ، مجسمه مرد انزانی در چی اوزه در منطقه تیره چهاربری آسترکی در شاه نشین، بی اوزه ، دز ملکان یا دز خلیل خان آسترکی ( خلیل خان مخالفین حکومت خود و دزدان و راهزنان را در این دز زندانی می نمود) یا دز اسد خان بهداروند که در زمان قاجاریه در آن استقرار یافت مشرف بر شهر تاریخی بنه وار خلیل خان بهرامسری آسترکی که اینک جزو شهرستان اندیکا می باشد. چشمه بی بی ترخون همسر خلیل خان بهرامسری آسترکی که جزو اندیکا می باشد ، سد خلیل خان بهرامسری آسترکی بر روی رود خانه تلوک در یک کیلومتری بنه وار7و 4، آسیاب های جیسوند یا سیکوند، معبد باستانی باخدا( خدی) در بُنه آفاضل آسترکی، طاقای چهابیشه سکونتگاه تیره بهرامسری آسترکی، و دز دختر یا ( دز اردویسور آناهیتا) روبروی معبد باستانی باخد که مربوط به فرشته آناهیتا در دوران ساسانیان است که بر فراز کوهی به همین نام نظاره گر دو رودخانه آب شور و رودخانه کول سیر ( بهرامسری) که از دو سوی آن روان هستند می باشد و در زمان ساسانیان این فرشته که نگهبان آب های روان بوده از ارج و سپاس فراوانی برخوردار بوده است، ایرانشهر در بخش هتی ، بنه وار گائیوند آسترکی بالاتر از قلعه صلواتی خلیل خان که مقر حکومت محلی نظرعلی خان و روشن علی خان گائیوند آسترکی در زمان قاجاریه بر طایفه آسترکی بوده است که براثر یک جنگ درون طایفه ای این دو خان کشته شدند و بسیاری از آسترکی ها متواری گردیدند.لازم بذکر است که بیشتر بناهایی که در بخش شمالی لالی از وار خلیل خان آسترکی به صورت یک خط فرضی تا سردشت ساخه شده از بنه وار توسط سه تن از خوانین برگ بختیاری ازجمله میر تاجمیرخان بهرامسری و پسرش میرجهانگیرخان بهرامسری و به خصوص نوه اش میر خلیل خان بهرامسری آسترکی دورکی که از سال 924 تا 1047ه ق برکل بختیاری حکومت می نمودند و مرکز حکومت آنها درشهر بنه وار خلیل خان یا بنه وار 7و 4 بوده ، ساخته گردیده و متأثر از معماری دوره صفویه می باشند. و اسناد این مناطق از دوران صفویه به بعد در نزد نگارنده موجود است که برخی از آنها را در کتاب بنه وارمن ایل من در سال 1382 به چاپ رساندم.
منابع :علی بهرامی آسترکی ،" بنه وار من ایل من،چاپ 1382
*دکتر گیرشمن ، "ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معین"
*علی بهرامی آسترکی ، "شاهکار بختیاری، 1384"
* اسکندربیگ ترکمان، "تاریخ عالم آرای عباسی"
* محمد کاظم مروی ، "تاریخ عالم آرای نادری"
*ملا جلال الدین منجم یزدی، "روزنامه ملاجلال یا تاریخ عباسی
*""کتیبه کول فره و اشکفت سلمان ایذه( آنزان)"
*جرج کمرون ، "ایران در سپیده دم تاریخ"
* امیرشرف خان بدلیسی ،" تاریخ مفصل کردستان0 شرفنامه بدلیسی)"
*کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی فرزند تاجمیرخان" در بنه وار خلیلخان"

امضای کاربر :
جامعه دو طبقه دارد:
1:طبقه ای که می خورد و کار نمی کند
2:طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.
چهارشنبه 27 شهریور 1392 - 13:36
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.